سفارش تبلیغ
صبا

نظرمن

پاسداشت روز عفاف و حجاب

نامگذاری روزی بابت اعلام تنفر از بابت کودتایی که رضا خان میرپنج برای تغییر فرهنگ این مردم انجام داد ، بسیار دارای اهمیته . اگر بگوییم حتی نوع حجاب و فرهنگ جامعه در زمان قاجاریه نمی تونست باعث حضور زنان در جامعه و ایفای نقش آنان همچون ممالک غربی بشه ، ولی نوع حرکتی که برای تغییر فرهنگی انجام شد ، مذموم بود و مورد قبول جامعه قرار نگرفت ، که تاکنون نیز که 77 سال از آن روز می گذرد ، نیز مورد قبول قرار نگرفته . حتی الان که ما با موضوع بد حجابی در جامعه روبرو هستیم باز نباید فراموش کنیم که از کجا ،به کجا رسیده ایم . البته نوع عملکرد ما در کارهای فرهنگی نیز در این مدت نباید فراموش بشه . ما باید وقتی می گوییم حجاب مصونیت میاره اینو به عینه در جامعه تبلیغ کنیم ، یا برای آن فیلمهای پر محتوی تهیه کنیم ، یا خود زنان محجبه نسبت به نوع برخورد با زنان بی حجاب تغییر روش دهند تا زنان بد حجاب ببینند که نوع نگاه به اینگونه زنان نسبت به زنان دیگه فرق میکنه . ما وقتی زنان بد حجاب رو آدمهای با کلاس خطاب می کنیم ! این خود باعث میشه زن با حجاب ما هم برای اینکه خودشو با کلاس نشون بده رو به بد حجابی بیاره . پاسداشت روز عفاف و حجاب ، پاسداشت ارزش های معنوی زنان ما در جامعه است . پس آن را قدر بدانیم ... نه برای یک روز ، بلکه هر روز باید اینکار صورت گیرد .


بهترین زمان ازدواج ...

دیروز یکی از دوستان دررابطه با زمان ازدواج می پرسید . گفتم : بستگی به شرایط شخص داره . گفت : به جزء شرایط مالی منظورمه ؟ گفتم : خوب ، باید از نظر جسمی نیز موضوع رو بررسی کرد . گفت : از این نظر هم شرایط فراهمه . گفتم : پس دیگه نباید مشکلی باشه ! گفت : پس چرا بعضی از جوانها زیر بار این موضوع نمی رن ؟ گفتم : ازدواج در این دوران با گذشته فرق کرده . الان ازدواج با مد و مد بازی که درجامعه هست ، دیگه با حساب دو دو تا چهارتا ما جور در نمی آد . الان اکثر دختر ها و پسر ها می گن ، باید اول جوانی کنیم بعد به فکر ازدواج بیافتیم . زندگی دارای مسئولیت هایی است که نمیتونیم از عهده آن بر بیام . ولی به نظر من بهترین زمان ازدواج وقتیه که ، از رفیق بازی آدم خسته بشه ! و احساس کنه که احتیاج به کسی به غیر از رفقای خودش داره ... اون زمانه که وقتی ازدواج میکنه فقط به زن وزندگی اش فکر میکنه و دنبال مسایل حاشیه ای نمی ره . دوستم گفت : پس این زمانهایی که برای ازدواج اعلام میشه چی ه ؟ گفتم : اینها فقط آماره ! نباید بر اساس آن تصمیم به کاری گرفت .


حس موتورسواری

امروز که به محل کارم رسیدم یکی از دوستان همکار را دیدم که با موتوربه محل کار اومده ، با تعجب دستش رو گرفتم و گفتم : مرد حسابی قبلا که مجرد بودی با خودروی شخصی سرکار می اومدی ، حالا الان که متاهل شدی ، رفتی موتور خریدی ؟ هیچ هم حساب اینو نمی کنی که کلاس موتور به تو نیماد . همکارم که ازاین برخورد اول صبحی من تعجب کرده بود ، با من و من گفت : آخه میدونی موتور سواری یه حسه دیگه ای داره ، از طرفی هم ، موتور مزایای زیادی توی این شهر داره که منو مجبور کرد تا این موتور رو بخرم و استفاده از ماشینو بزارم برای آخر هفته ها . گفتم : ببنیم یعنی وقتی مجرد بودی این مزایای موتور رو نمی دونستی وتازه الان اونو کشف کردی ؟ تازه اینو به من نگو ، چون اگر موتور سوار نیستم ولی پشت ترک موتور سوارها سوار شدم و میدونم چه مزایایی داره ، فقط اینو از تو به عنوان یه بهانه نمی تونم قبول کنم . پس باید راستشو بگی تا اگر مورد خوبی بود ، منم از اون استفاده کنم . همکارم با کمی تامل گفت : آخه نمی دونم اگر بهت بگم چه جوری باهام برخورد میکنی ؟ گفتم : تو بگو ، نگرانم نباش . گفت : همانطور که میدونی من خودم ماشین دارم ولی از زمانیکه ازدواج کردم رابطه ام با همسرم کمی رسمی تر از دوران نامزدی ام شده و وقتی تو ماشین می شینیم احساس می کنم از من فاصله گرفته و ارتباط رسمی تری پیدا می کنیم . ضمنا،همین چند شب پیش داشتم فیلم رضا موتوری رو نگاه می کردم دیدم هنر پیشه نقش اول فیلم وقتی که هنر پیشه نقش اول زنو ، سوار موتور این طرفو و اون طرف میبره ، احساس میکنه داره پرواز میکنه .گفتم : خوب توی دوران نامزدی که با همسرت بیرون می رفتی این حس و نداشتی ؟ گفت : آخه اون موقع همین که به هم نگاهم می کردیم از کنار هم بودن لذت می بردیم ، ولی الان دیگه یه جور دیگه ای شده . گفتم : خوب این از اثرات ازدواج ، ولی چه ربطی به موتور خریدن تو داشت ؟ گفت : عجیبه که متوجه نشدی ؟ خوب بابا ، وقتی همسرم ترک من سوار میشه ، احساس میکنم ارتباطمان بیشتر شده ، دیگه چه جوری برات توضیح بدم . یه کمی فکر کردم دیدم همچین بدم نمیگه ، فقط مشکل اینجاست که نه من بلدم موتور سوار بشم ، نه خودمو و خانمم از موتور سواری خوشمون می آد ، نه رابطه امون این قدر سرد شده که مجبور بشم موتور بخرم تا به حس موتورسواری دست پیدا کنم .     


دوست قدیمی و زن بعدی

چند سال پیش در راه بازگشت از محل کار به خانه با یکی از دوستان قدیمی دوران دبیرستان برخورد کردم که از سر و وضعش پیدا بود که از زندگی خوبی برخوردار شده بود . پس از سلام و احوالپرسی حال خانم و بچه هاش رو که پرسیدم گفت : کدام یکی اش رو میگی ؟ گفتم : مگه چند تان ؟ گفت : آخه تجدید فراش کردم . پرسیدم : چطور ممکنه خانمت این موضوع رو قبول کرده باشه ؟ گفت : خوب شاید اولش خودمم فکر نمی کردم قبول کنه ، ولی وقتی که بهش گفتم که دوست دارم تعدا بچه هام زیاد باشن و تو هم سرکار مشغول هستی و وقت نگهداری از تعداد بیشتر از دو تا بچه رو نداری ، تازه فرهنگ جامعه ام عوض شده ؟ گفتم : آره از قضا خانمهه دیگه زیر بار این یکی نمیرن . گفت : از اون نظر که نه ! گفتم : پس از کدوم نظر ؟ گفت : الان دیگه مد نیست دو تا بچه کسی بیشتر بیاره . گفتم : درسته . واقعا اگر الان هرکسی بیشتر از دوتا بچه بیاره ، همه بهش یه جور دیگه ای نگاه میکنن . گفت : خوب دیگه من که علاقه به داشتن بچه زیاد دارم با خانمم صحبت کردم و راضی شد تا منم زن بعدی رو بگیرم . تا بتونم از اونم ، دو تا بچه داشته باشم . گفتم : آخه مگه می تونی عدالت و بینشون رعایت کنی ؟ گفت : از نظر مالی که مشکلی ندارم . از نظر وقتم ، چون خانمم از صبح تا بعد از ظهر سرکاره ، می تونم با زن بعدی باشم که تو خونه است و سرکار نمی ره . حالا سعی می کنم یه جوری عدالتو بینشون رعایت کنم . پس از خداحافظی از اون ، پیش خودم گفتم چطور تا الان خودم به این فکر نیافتادم ؟ برای همین وقتی خونه رسیدم سر صحبت رو با خانمم باز کردم که بله ، منم دوست دارم چند تا بچه داشته باشم و چون تو سرکار هستی و وقت نگهداری از بچه ها رو نداری و از طرفی ، فرهنگ چامعه دیگه عوض شده و زشته که دو تا بچه بیشتر داشته باشیم . پس چکار کنیم ؟ هنوز این جمله از دهنم درنیامده بود ، که زنم با هیجان خاصی گفت : منم چند وقتی که تو همین فکرم و میخواستم با تو صحبت کنم . گفتم : خوب ، چه فکری کردی ؟ گفت : الان چند وقتی که حوصله سرکار رفتن رو ندارم و میخوام دورکاری از اداره بگیرم و بشینم تو خونه . گفتم : دیگه ؟ گفت : خوب وقتی تو خونه باشم دیگه فرصت بیشتری دارم تا به بچه ها برسم . پس خوبه که تعداد بچه ها رو به 4 تا افزایش بدیم . گفتم : آخه ... گفت : دیگه آخه نداره ، تو که به داشتن بچه علاقه داری و منم نظرم اینه که نباید با مد جامعه زندگی کرد ، هرکسی یه جور فکر میکنه و این مسایل مد و مد بازی ور نمی داره . حالا الان صاحب 4 تا بچه هستیم و امید به این داریم که در سن بالا عصای دست ما باشن .

 nf00076028-1


تعداد خانوار یا بعد خانوار ، کدام طرح جواب می دهد ؟

بعد از گذشت بیش از 25 سال از طرح تنظیم خانواده جهت کاهش تعداد زاد و ولد ، هم اکنون به جایی رسیده ایم که مجبوریم جهت منفی نشدن جمعیت برای تشویق خانواده ها برای افزایش تعداد زاد و ولد جایزه بدهیم . درحالیکه با توجه به فرهنگ سازی که دراین مدت انجام گرفته و با افزایش سن ازدواج و سطح تحصیلات وکاهش قدرت خرید مسکن ( حداکثر 2 خوابه ) ، دیگه نمی توانیم به امید این باشیم که تعداد بچه ها در هر خانواده از 2 تا بیشتر شود . به نظر من طرح فوق نمی تواند پاسخگوی مشکلات جمعیتی کشور باشد . پس باید به ازدواج جوانان بیشتر پرداخته شده تا اگر بعد خانوار را نمی توانیم افزایش دهیم تعداد خانوار را افزایش داده تا شاید با افزایش تعداد خانوار بتوانیم به افزایش رشد زاد و ولد امیدوار باشیم . البته شاید هزینه های افزایش تعداد خانوار بیشتر از طرح جایزه دادن باشد ، ولی درصورت اجرای این کار بازار ایران نیز توسعه پیدا نموده و می توان هزینه های اجرای آن را تامین کرد .