نظرمن

بانک مرکزی داره چکار میکنه ؟!

در مطلبی که قبلا نوشتم به موضوع پیش فروش سکه و عدم کارایی آن اشاره کردم . ولی هم اکنون که بانک مرکزی در حال اجرای این موضوع می باشد ، تعیین قیمت 1250000 تومان برای هرسکه و پرداخت 6 درصد مالیات بر ارزش افزوده در زمان تحویل آن ، به نظرم دارای پیامد منفی و دادن علامت بد برای اقتصاد کشورمان می باشد . با محاسباتی که من کردم این نرخ باید با قیمت انس 1600 دلار و نرخ ارز 3300 تومان ( البته حدودی ) تعیین شده باشد . این نرخها با توجه به اینکه پیش بینی ها از سقوط انس جهانی حکایت دارد ، نشان دهنده این است که بانک مرکزی نرخ دلار را شاید در سال آینده 4000 تومان یا بیشتر مد نظر داشته ، و این نرخ را برای سکه پیش فروشی در نظر گرفته است . البته این را هم نباید فراموش کرد که مدت تحویل این سکه ها 6 ماه دیگر است . پس اگر در چند روز آینده قیمت سکه در بازار از 1500000 تومان گذشت ، نباید ایرادی به بازار و مردم گرفت . از بانک مرکزی انتظار هدایت بازار به سمت ایجاد خوش بینی به آینده و امیدواری به بهبود بازار می رود ، نه اینکه گرانی را نهادینه نماید .


اثرات تقویت دلار

اقتصاد آمریکا پس از بحران اقتصادی در سالهای گذشته با اقداماتی که صورت پذیرفته هر روز در حال بهبود می باشد . این بهبود اقتصادی باعث افزایش قدرت دلار در مقابل سایر ارزهای بین المللی همچون یورو و ین و ... گردیده و کاهش قیمت نفت و طلا را در بازارهای بین المللی به دنبال خواهد داشت . معمولا هرکشوری که در بازارهایی مثل مسکن و بورس سهام دچار بحران میشود ، مردم خود را به بازارهایی مثل طلا سوق داده و مردم برای جلوگیری از کاهش ارزش پول خود به این بازار جذب می گردند . حال با توجه به این اوضاع و احوال به نظر می رسد با تقویت دلار و کاهش طلا و نفت ، آمریکا به دنبال افزایش فشارهای اقتصادی به کشور ما می باشد . به دلیل آنکه معمولا ذخایر ارزی و طلا بعنوان پشتوانه پول ملی هرکشوری به حساب آمده و با کاهش ارزش قیمت نفت و طلا ، میزان ارزی که به دست خواهیم آورد ، کاهش می یابد . بنابر این می توان اینگونه نتیجه گرفت که درسال آینده می بایست منتظر این باشیم که همان حداقل فروش نفت کشور ، نتواند انتظارات ارزی کشور را برآورده نماید . از طرفی دیگر با افزایش قیمت دلار میزان صادرات غیر نفتی کشور نیز کاهش خواهد یافت ، که مشکل را بیشتر نموده و به کاهش پول ملی کشور منجر می گردد . به نظر من باتوجه به این مسایل می بایست از هم اکنون به فکر راهکارهایی برای افزایش مبادلات با کشورهای همسایه و صادرات کالاها و خدماتی که تاکنون زیاد مورد توجه قرار نگرفته باشیم ، تا از شوک های ناشی از افزایش قیمت دلار و کاهش ریال به سلامت عبور نماییم .


پیشنهادات اقتصادی

43 اقتصاددان کشور 10 پیشنهاد برای برون رفت اقتصاد کشور از وضعیت موجود را داده اند . ولی وقتی که به این پیشنهادات نگاهی می اندازیم چیز جدیدی دستگیرمان نمی شود . یکسری پیشنهاد کلی که نمی توان آنها را اجرا نمود ! بعنوان مثال : ورود نامزدهای اقتصاددان و سیاستمدار به عرصه انتخابات ریاست جمهور ، یعنی از هم اکنون باید به آقای محسن رضایی رای داد ! چرا که هم سیاست مدار و اقتصاددان و تازه سردار نظامی هم است . پیشنهاد بعدی تلاش برای تنش زدایی در مناسبات بین المللی و حل مسائل هسته ای ، خوب اینکه دیگه پیشنهاد نیست ! همه بدنبال این هستند که مذاکرات به نتیجه برسد . ولی اینکه چگونه برسیم مهم است . یا استقلال بانک مرکزی ، به نظر نمی رسد در شرایط کنونی که در تحریم هستیم قابلیت اجرا داشته باشد . پیشنهاد بعدی تعویق اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها ، آیا به نظر شما راهکار دیگری برای کاهش فاصله طبقاتی و افزایش سرمایه گذاری می توان ارائه داد ؟ به هر حال از اقتصاددانان انتظار می رفت برای مشکلات راهکار های عملی بدهند ، نه اینکه بگویند باید درست شود ! به نظر من لایحه بودجه سال 1392 با توجه به نکاتی که رئیس جمهور در مصاحبه تلویزیونی خود اشاره کردند ، بودجه مناسبی با شرایط حال حاضر کشور می باشد و اکنون وظیفه نمایندگان مجلس است که با کمترین دخل و تصرفی آن را تا پایان سال به تصویب رسانده تا بعد از تحویل سال به امور انتخابات ریاست جمهوری بپردازند .  


تهدید جهت اخذ نتیجه

همانگونه که رهبر معظم انقلاب شرایط لازم برای یک مذاکره سازنده را اعلام نمودند ،مذاکره زمانی دارای نتیجه مطلوب خواهد بود که دو طرف مذاکره از تهدید یکدیگر دست برداشته و مذاکره را برای مذاکره نخواهند . ولی متاسفانه می بینیم که از هم اکنون  مذاکرات هسته ای ایران و گروه 1+5 که در تاریخ 8 اسفند ماه برگزار خواهد شد ، به جای اینکه به ارائه توجیهات منطقی جهت به نتیجه رسیدن پیش رود ، به تهدیدات دو طرف منجر شده است . از طرفی این گروه خواستار نرمش بیشتر ایران در مقابل تشویق های ارائه شده گردیده اند و از طرف دیگر ایران بازنده اصلی به نتیجه نرسیدن این دور از مذاکرات را گروه 1+5 دانسته است . با این وضعیت آیا می توان به امید به نتیجه رسیدن این مذاکرات ، دلخوش بود ؟ البته شاید اینگونه به نظر برسد که نتیجه این دور نیز همانند دوره های قبل از پیش مشخص بوده و لزومی به حساس نمودن این مذاکرات نیست . ولی به نظر من اگر دو طرف بتوانند با یک سیاست صحیح جهت اعتمادسازی پیش بروند ، می توانند یک بازی برد - برد را به نمایش بگذارند . به نظر می رسد برای گام اول کاهش میزان تولید اورانیوم 20 در صد از طرف ایران در مقابل حذف تحریم فروش نفت و نقل و انتقال ارز حاصل از آن ، بتواند دوطرف را برای ادامه مذاکرات امیدوار نماید . به هر حال از تهدید کردن که بهتر به نظر می رسد !


دلایل افزایش قیمت مسکن

افزایش قیمت کالاها موجب افزایش قیمت مسکن نیز شده است . امری بدیهی که شاید نیازی به بررسی نداشته باشد . ولی میزان افزایش قیمت مسکن معمولا همانند بعضی از کالاها با حساسیت بیشتری پیگیری می شود . همانطور که در بحث افزایش قیمت خودرو نیز ، دولت وادار به مداخله در تعیین قیمت آن گردید . در بحث مسکن قبلا با توجه به ساخت و سازهای طرح مسکن مهر شاید ابتدا افزایش قیمتها منطقی به نظر نرسیده و حتی افزایش های صورت گرفته حبابی به نظر رسیده و انتظار ترکیدن حباب و سقوط قیمت پیش بینی گردد . ولی به نظر من افزایش قیمت مسکن حبابی نبوده و حتی تاکنون به میزان افزایش سایر کالاها ، افزایش آنچنانی نداشته است . افزایش قیمت مسکن معمولا با افزایش قدرت خرید مردم صورت می پذیرد . و به دلیل افزایش قدرت خرید در قشر ضعیف جامعه تقاضا برای خرید مسکن در شهرهای کوچک افزایش یافته و به دلیل افزایش تقاضا برای مهاجرت به شهرهای بزرگ ، قیمت مسکن در شهرهای بزرگ بیشتر از دیگر نقاط افزایش پیدا می نماید . ورود دولت برای کنترل قیمت مسکن نیز جز با افزایش ساخت و ساز در نقاط فرسوده شهری امکان پذیر نمی باشد و اخذ مالیات از خرید و فروش مکرر مسکن فقط منجر به جلوگیری از سوء آستفاده دلالان از وضعیت آشفته موجود می گردد . قیمت مسکن هم اکنون از دوجهت تحت تاثیر قرار گرفته است : اول افزایش قیمت ساخت و ساز به دلیل وجود تورم و افزایش نرخ ارز و دوم افزایش قیمت زمین به دلیل مهاجرت به شهرهای بزرگ . حالا سوال اصلی میزان این افزایش قیمت و چگونگی حمایت از مردمی که قصد خرید را دارند مطرح می گردد .تا زمانیکه قیمت مسکن در شهرهای کوچک افزایش پیدا می نماید ، قیمت مسکن در شهرهای بزرگ نیز به میزان بیشتری افزایش خواهد یافت . حمایت دولت نیز نمی تواند به خرید در شهرهای بزرگ منجر شود . بنابر این تنها راهکار کاهش تقاضا از طرف خود مردم برای زندگی در شهرهای بزرگ است که می تواند به کاهش قیمت کمک کند .


با یک گل بهار نمیشه !

وقتی که شعار زنده باد بهار را در رسانه ها دیدم ، ابتدا به خودم گفتم  این شعار که در پایان دو دوره ریاست جمهوری از طرف رئیس جمهور مطرح شده ، شاید به دلیل آن است که اقدامات دولت در طول این مدت باعث شده که از سال آینده و برای دوره های بعدی ریاست جمهوری کارها روی غلطک افتاده و دیگه ما با مشکلات کمتری مواجه خواهیم شد و در بررسی از آمارهای بیکاری که به تازگی عنوان شده نرخ بیکاری نیز در حال کاهش می باشد . پس باید هم بگوییم : زنده باد بهار . ولی از طرفی دیگر وقتی دقت می کنیم ، می بینیم هنوز کارهای کوچکی روی زمین مانده که از جمله می توان به : حذف تحریم ها و یا ارائه راهکاری برای کاهش آن ، افزایش ارزش پول ملی کشور ، کاهش تورم ، افزایش صادرات غیر نفتی و ... اشاره کرد . که برای غلبه بر آنها باید یک تیم اقتصادی و سیاسی و ... برای عبور از این مشکلات فراهم کرد تا بتوانیم با سلامتی 4 سال آینده را طی کنیم . با توجه به این موارد به نظر من با تغییر یک نفر ، نمی توان امید به حل این مشکلات داشت . و برای همین هم می گویم : با یک گل بهار نمیشه ، و احتیاج به یک دسته گل داریم .


پیش فروش سکه

طرح پیش فروش سکه که برای بار دوم به مرحله اجرا گذاشته خواهد شد ، به دلیل وجود عوامل مختلف اقتصادی از جمله عدم ورود ارز حاصل از فروش نفت به کشور ، از نظر کارشناسان به عنوان مسکنی آرام بخش مورد توجه قرار گرفته و استمرار آن را اغلب تایید نمی نمایند . اینکه بانک مرکزی بخواهد با اینگونه اقدامات به مقابله با افزایش نرخ ارز در بازار بپردازد ، جز آینکه منجر به ورود مردم به امر قاچاق گردد ، فایده اقتصادی دیگری به همراه نخواهد داشت . اگر بانک مرکزی بتواند به جای فروش طلا به تقاضاهای ارزی مردم جواب دهد ، باعث کاهش نرخ ارز و به دنبال آن کاهش نرخ طلا در بازار گردد . اگر مسیر انتقال ارز در کشور تحت تحریم می باشد ، استفاده از بخش خصوصی برای این نقل و انتقالات می تواند به کمک دولت آمده و همانگونه که همگی شاهد بودند حتی بانک های خصوصی نیز از تحریم اتحادیه اروپا خارج گردیدند ، که خود نشان دهنده عدم تحریم بخش خصوصی بوده و می بایست از این فرصتها بخوبی جهت دور زدن تحریم ها استفاده نمود . به نظر من اقدام بانک مرکزی جهت پیش فروش راهکار اساسی برای ایجاد آرامش در بازار نبوده و در حد مسکنی برای سردردهای ناشی از گرانی و تورم موجود در جامعه می باشد .

انتقال پایتخت

انتقال پایتخت از تهران به جایی دیگر از جمله طرحهایی است که در سنوات گذشته زیاد به آن پرداخته شده و به عنوان راهکاری برای مقابله با مهاجرت و آلودگی و ... مدنظر بوده است . در بررسی از شهرهای بزرگ دنیا به این نتیجه می رسیم که فقط تهران به عنوان یک شهر بزرگ در جهان شناخته نشده و فقط پایتخت ها نیز، با اینگونه مشکلات مواجه نیستند . بعضی از مراکز استانی در کشور خودمان نیز با این معضلات دست و پنجه نرم کرده و به دنبال ارائه راهکارهایی برای مقابله با آن هستند . به نظر من انتقال پایتخت طرح خوبی برای کاهش بار جمعیتی تهران نبوده و تهران به دلیل تمرکز فعالیتهای صنعتی و خدماتی به مانند دیگر شهرهای بزرگ کشور مثل اصفهان ، شیراز و مشهد و ... با کاهش جمعیت مواجه نخواهد شد  و هر روز نیز به دنبال افزایش فعالیتهای صنعتی و خدماتی و افزایش جمعیت مشکلات آن افزوده خواهد گردید . به نظر می رسد با توجه به الگوی ساختمان سازی در تهران و کمبود معابر شهری ، می بایست در طرح تفصیلی شهر به افزایش راهها و مرتفع سازی ساختمان ها بیشتر اهمیت داده شده و در بازسازی بافت فرسوده شهری از بالا رفتن تراکم هراسی به دل راه نداده و در عوض افزایش در آمدهای فروش تراکم به خرید املاک و احداث راههای دسترسی و پارکینگ و ... تغییرات بیشتری در شهرنشینی تهران به وجود آورد . هزینه های انتقال شهر نیز از طرف دولت می تواند دراین کار به کمک شهرداری آمده و سرعت پیشرفت کار ها را بیشتر نماید . البته تجربه انتقال کارکنان دولت و شکست آن نیز می تواند در ارائه راهکارهای مفید و کارشناسی شده به کمک دولت آمده و طرحهایی از این دست را به فراموشی بسپرد .


یارانه بدهیم یا ندهیم ؟

بحث کاهش قدرت خرید مردم به دنبال افزایش قیمت ارز و تورم ناشی از پرداخت نقدی یارانه ها ، دولت و مجلس را وادار نموده تا به پرداخت یارانه های کمکی روبیاورند . از قبل هم خیلی از کارشناسان به مجلس گفته بودند که پرداخت نقدی یارانه ها موجب تورم خواهد شد و می بایست راهکاری دیگر را جایگزین پرداخت نقدی یارانه نماییم . بعد از کش و قوس فراوان حال می بینیم که دولت و مجلس به اتفاق هم تصمیم به پرداخت نقدی یارانه کمکی آنهم در بدترین زمان سال نموده اند . خوب دیگر چه می توان انتظار داشت از افزایش تورم ! ما تصور کردیم اگر مجلسیان با اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها مخالف هستند ، منظورشان کنترل نرخ تورم و فشار کمتر بر مردم است ! حالا می بینیم که نه آقا منظور فقط مخالفت با این دولت بوده و فقط انتظار دارند بقیه کار توسط دیگری انجام شود و الان هم که دولت قبول کرده تا کمک به مردم نماید ، باز در روی همان پاشنه چرخیده و پرداخت نقدی را مد نظر قرار داده اند ! بالاخره یک نفر یک حرف درست و حسابی نزد ، تا مردم متوجه شوند که چه کسی مخالف پرداخت یارانه است و چه کسی موافق !؟ اگر بخواهیم با همین روند جلو برویم چه فرقی بین این دولت و دولت بعدی است ؟ خوب این دولت نیز نظرش اجرای کامل قانون است . مجلس باید یک نظر قاطع در این خصوص داشته باشد و اگر پرداخت نقدی را مخل امنیت اقتصادی می داند راهکاری جدید ارائه دهد . همانطور در مطلب قبلی گفته بودم هم اکنون اصلاح قانون هدفمندی یارانه ها باید در اولویت کاری قرار گرفته ، تا بتوان در بودجه سال 92 این موضوع گنجانده شود که : یارانه بدهیم یا ندهیم ؟


زمان ارائه لایحه بودجه 92

بعد از گذشت حدود 2 ماه از عدم ارسال لایحه بودجه سال 1392 به مجلس و به قولی عدم رعایت قانون از طرف دولت ، حال سوالی که مطرح شده آن است که : چه زمانی لایحه بودجه سال 1392 به مجلس ارسال گردد ، بهتر می باشد ؟ اگر به زمان اجرای تحریم های جدید توجه کنیم ، از روز 18 بهمن ماه تحریم های جدید شروع شده و طبق اخبار مربوطه صادرات نفت فقط برای خرید دارو و غذا می بایست اختصاص داده شود و پولی از بایت فروش نفت به حساب کشور وارد نخواهد شد . اگر این موضوع صحت داشته باشد ، دولت مجبور به حذف درامدهای حاصل از صادرات نفت در بودجه سال بعد خواهد شد . در این صورت دولت و مجلس می بایست اقدامات لازم را برای تدوین بودجه سال بعد مدنظر قرار دهند . حال به نظر من برای اینکه بتوانیم در واقعیت به میزان اثرگذاری تحریمهای جدید بر اقتصاد پی ببریم ، حداقل می بایست تا پایان بهمن ماه صبر کرده تا اثرات آنرا ارزیابی نماییم . پس بهتر است زمان ارسال لایحه بودجه حداقل اول اسفند ماه تعیین شود تا بتوان لایحه را با اطمینان بیشتری ارائه داد. جالب اینجاست که 1+5 نیز در بدر به دنبال تعیین زمان برای مذاکرات جدید هسته ای می باشند . حال اینکه تا زمانیکه ما در وضعیت ضعف قرار داریم ، نمی توانیم به میز مذاکره برگردیم . و احتمالا زمان مذاکره نیز باید تا ماه مارس به عقب انداخته شود تا بتوان وضعیت را بهبود بخشید .