نظرمن

قانع نشدن نمایندگان مجلس

به تازگی با مشکلی مواجه شده ایم ، که آنهم : قانع نشدن نمایندگان مجلس از پاسخهای دریافتی از وزراء می باشد . اینکه سوالها چقدر در حیطه وظایف وزراء بوده و یا آنقدر ابهام دارد که وزیر نمی تواند پاسخی در شان سوال تهیه کرده و پاسخ دهد ، برای کسی روشن نیست ! مطلبی که مهم است ، شاید وزیر نخواهد پاسخ درخوری تهیه کند که این خود دارای اثراتی است که نشان دهنده عدم پاسخگویی در مقابل مجلس بشمار می آید و توبیخ وزیر باید مد نظر قرار بگیرد . ولی بعضی از سوالهای مطرح شده آنقدر سطح بالا تهیه می گردد که اگر همه وزراء هم جمع شوند قادر به پاسخگویی نیستند . به عنوان مثال در قضیه کاهش ارزش پول کشور ، کدام وزیر را می شناسید که بتواند پاسخ قانع کننده ای به این سوال بدهد ؟ شاید اگر خود رئیس جمهور هم بخواهد پاسخ دهد نتواند به مطالب آنقدر دقیق بپردازد که قانع شدن نماینده را انتظار داشته باشد . پس به نظر من نمایندگان سعی کنند اول خودشان اوضاع را طوری پیگیری کنند که از اتفاقاتی که می خواهد در آینده بی افتد آگاه شوند و دوم سوال را کمی با وظایف وزیر تطبیق داده تا وزیر بتواند پاسخ دهد و سوم اینکه موضوع سوال را به دستگاههای نظارتی ارسال کنند تا اگر وزیر نتوانست پاسخ دهد خود به خود موضوع از طریق قانونی پیگیری شود . این موضوع باعث جلوگیری از اتلاف وقت نمایندگان و وزراء شده و در جامعه ایجاد تنش نمی کند .


قیام امام حسین

زمانیکه ماه محرم فرا می رسد ، قیام امام حسین انسان را به فکر وا می دارد که نسبت به آن تفکر و تعمل بیشتری نموده تا شاید بتواند گوشه ای از این حرکت را درک نماید . قیام امام دارای ابعاد مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، مذهبی و سیاسی بوده و نمی توان از یک بعد به آن نگاه کرد . ولی می توان در یک نگاه کلی به این واقعیت رسید که اگر حرکتی که امام انجام داد ، انجام نمی شد ، از دین چیزی باقی نمی ماند ! شاید این موضوع برای بعضی قابل فهم نبوده و حتی لزوم انجام آن را زیاد با اهمیت ندانند . ولی وقتی به موضوع با دقت نگریسته شود مشاهده می کنیم که خود مردم از امام خواستار حمایت در برابر حکومت یزید بودند و آنها امام را دعوت به کوفه نمودند و اگر امام پاسخی به درخواست آنان نمی داد ، دیگر امام ، امام نبود . حال اگر خود مردم نتوانستند و یا نخواستند به امام یاری رسانند ، دیگر تکلیفی بر گردن امام نبود که چرا به درخواست مردم اهمیتی نداده است . البته این حرکت از بعد سیاسی نیز دارای اهمیت است که حرکت امام ، مخالفت با حکومت نیز بود . اگر امام با حکومت مشکلی نداشت ، می توانست مردم را به قبول حکومت وا دار نماید . از بعد فرهنگی نیز حرکتی که امام نمود اثرات زیادی داشت . بطوریکه با وجود گذشت1400سال از موضوع ، هنوز فرهنگ عاشورایی در دل مردم زنده است و همین زنده بودن باعث حرکت جامعه به سمت دین شده و انقلابات مردمی در هر کشور مسلمانی برای ریشه کن کردن ظلم حکومتها بر مردم ، دارد اتفاق می افتد . به نظر من ما نیز تکلیف داریم تا آنقدر این حرکت را به مردم دنیا بشناسانیم ، تا نظرات و تفکرات غلطی که هم اکنون بر جوامع از هم پاشیده شرق و غرب حاکم شده را اصلاح نموده و نوع صحیح حکومت داری را به کام مردم بچشانیم .


شیرینی انتخاب دوباره !

انتخابات آمریکا برگزار شد و اوباما برای چهار سال دیگر سکان ریاست جمهوری این کشور را به دست گرفت . اینکه نتیجه انتخابات برای کشور ما دارای چه اثراتی است ، باید منتظر ماند و دید . اما شاید برای بعضی ، انتخاب شدن اوباما بهتر از انتخاب شدن رامنی ( رقیب او ) بود . حداقل این لطف را داشت که خطر جنگ را برای مدتی به تاخیر انداخت ! ولی معمولا وقتی برای کسی یک اتفاق خوشایند پیش می آید ، دیگران از او انتظار دادن شیرینی دارند ! البته دادن شیرینی بستگی به نوع اتفاق و طرف آن دارد . مثلا وقتی کسی در اداره پست می گیرد ، چند کیلو شیرینی گرفته و بین همکاران پخش می نماید . ولی در بعضی جا ها انتظار گرفتن پول چای دارند و یا .... در سیاست نیز انتظار شیرینی به نوع پیام ها و تبریکات دیپلماتیک بر می گردد . حالا وقتی که رابطه ای دوستانه بین دو کشور وجود ندارد ، سیاست مداران در این موضوع دچار سردرگمی می شوند ! که بالاخره تبریک بگیم ، نگیم ... یا اصلا پیامی بدیم که دشمنی ما را که از قبل هم وجود داشته ، دوباره در ذهن طرف مقابل زنده کند . ما از اوباما انتظار دادن شیرینی را نداشتیم و به او نیز تبریک نمی گوییم ! چون می دانیم فرقی بین او و دیگری وجود نداشته و در هم روی همان پاشنه قبلی می چرخه ! ولی انتظار هم نداشتیم او با افزایش تحریم ها و حمله پهپاد از طرف خلیج فارس ، شیرینی به ما بدهد ! یکی نیست به این امریکاییها ، این و حالی کنه که اگه بجای اینکه با این کارها دشمنی خودشون و ، نسبت به این انقلاب نشان بدهند ، برن دنبال جلوگیری از فروپاشی اقتصاد خودشون و دل مردم بد بختی که با شعار 99 درصد خواستار تغییر نوع نگاه سیاست مداران خود نسبت به وضعیت جامعه در حال فروپاشی آمریکا بوده و صدای اعتراض شون را به همه جهان رساندن ، بکنند ، شاید بتوانند جلوی هرج و مرج بیشتر اوضاع جهانی را گرفته و آن وقت اقدام به دادن یک شیرینی درست و درمون به مردم کل دنیا بکنند .


محدودیت در صادرات یا واردات !

پس از توافقات ضعیفی که بین صادرکنندگان بخش خصوصی و دولت صورت پذیرفت ، دولت تهدید خودشو عملی کرده و حرکت جدید دولت برای کنترل بازار که منجر به محدودیت برای صادرات 52 قلم از کالاهای صادراتی گردیده را اعلام نموده ، که با واکنش های مختلفی در بین کارشناسان مواجه شده است . معمولا در زمانیکه دولتها با کاهش میزان ارز مواجه می شوند ، اقدام به کاهش واردات می کنند ، تا تعادل در تراز ارزی کشور ایجاد گردد . اقدامی که هم اکنون از طرف دولت انجام شده ، به نظر حرکت در جهت مخالف آب است ! به نظر می رسد که دولت با کاهش صادرات به دنبال تعادل در بازار داخلی است و به ارز حاصل از صادرات غیر نفتی اهمیتی نمی دهد . البته می توان به این هم اشاره داشت که دولت امید خودش را به باز گرداندن ارز صادر کنندگان از دست داده و عطای صادرات غیر نفتی را به لغایش بخشیده و فشار کمتر به مردم را سر لوحه کار خودش قرار داده تا با کاهش قیمت در داخل فشار تورم را از مردم برداشته و امید را به آنان برگرداند . این دولت از ابتدا که بر سرکار امده آنقدر از اینگونه اقدامات در عرصه اقتصادی داشته که این حرکت نیز آنچنان تعجبی ایجاد نخواهد کرد . به نظر من از دست دادن فرصتهای اقتصادی در خارج از کشور با وجود تحریمها شاید الان باعث ایجاد تعادل در داخل شده و کاهش قیمت کالا ها را هم به دنبال داشته باشد ، ولی از طرفی با افزایش قیمت ارز کاهش قیمت در داخل دوامی نداشته و دوباره بر سر جای قبلی و حتی شاید بیشتر از آن برگردد . از آنجایی که صادرات طلا نیز ممنوع شده ، دیگه پیدا کردن جایگزین برای ارز با محدودیت مواجه شده و قیمت ارز را افزایش خواهد داد . اگر دولت به جای محدودیت در صادرات اقدام به ایجاد محدودیت در واردات می کرد ، به نظر من بهتر بود .


گاو نه من شیرده !

وقتی به عملکرد دولتهای نهم و دهم فکر می کنم ، یاد آن ضرب المثل قدیمی "گاو نه من شیر ده می افتم " که پس از دادن شیر با یک لگد تمام ظرف شیر را روی زمین می ریخت و تمام زحمات خود را به باد فنا می داد ! اگر بگوییم در مدت 8 سال گذشته هیچ کاری نشده ، بی انصافی و ناشکری کرده ایم ، پس چرا الان سطح توقع ما مردم آنقدر بالا رفته که از دولتمان انتظار داریم حتی برای بچه دار شدن مان نیز برنامه ریزی کند ! ما هنوز وظیفه دولت در اقتصاد را نمی دانیم . تمام تلاش این دولت افزایش سرمایه گذاری برای رسیدن به اهداف برنامه 20 ساله کشور بوده ، بطوریکه هم اکنون اگر یک قطره نفت هم صادر نکنیم ، مشکلی در اقتصاد کشور پیش نمی آید . میشه گفت گاو ما نه من شیر داده ! ولی کدام حرکت و اقدام دولت است که باعث میشه ما فکر کنیم دولت با لگدی تمام زحماتی که در این 8 سال کشیده را دارد از بین میبرد !؟ رئیس دولت میگه سطح توقع مردم رفته بالا ! و کارهای کوچک را نیز از دولت توقع دارند که انجام دهد ! کارهای اصلی که انجام شده ، از ساخت خانه تا آب و برق و گاز و تلفن و جاده و اشتغال ... پس برای امور کوچک چرا انتظار دارید که دولت در امور دخالت کند ؟ ولی وقتی به ارزش پول کشور نگاه می کنیم ، متوجه میشیم که با تمام اقداماتی که شده ، هنوز اقتصاد ما اقتصاد دلالی است ! حتی تولید کنندگان ما نیز در شرایط فعلی ، در تولیدی را بسته و به دلالی رو می آورند ! چطور پس از این همه پیشرفت یکهو همه چی از بین میره ! اینجاست که باید گفت دولت نتوانسته از دانش اقتصاد برای مهار شوکهای ناشی از تحریم به خوبی استفاده کنه ، پس دولت کاهش ارزش پول کشور را نباید به عنوان یک کار کوچک برشمرده و سطح توقع مردم را بالا بداند . در این ماههای پایانی با استفاده از نظرات کارشناسی باید خاطره خوبی از خودش برجا گذارد . این دولت همانند دولت آقای هاشمی رفسنجانی دولت سازندگی بوده و می تواند با مهار تورم و افزایش ارزش پول کشور ، طعم خوش پیشرفت و اقتدار را در کشور به مردم به چشاند .


دولت کیش شده !؟

در بازی شطرنج وقتیکه مهره شاه در موقعیتی قرار می گیره که تنها راه برای آن عقب نشینی و فرار برای مات نشدن است ، میگن کیش شده . حالا وضعیت اقتصادی کشور نیز به مرحله ای رسیده که پس از کیش دادن دولت به بخش خصوصی در زمان اجرای مرحله اول یارانه ها ، حالا بخش خصوصی به دولت کیش داده ! البته هیچکس فکر نمی کرد تحریم ها به این میزان افزایش پیدا کنه که دولت  برای ایجاد تعادل در اقتصاد مجبور بشه که به بخش خصوصی برای ارائه ارز خودش در بازار رو بیاره . زمانیکه در اجرای مرحله اول یارانه ها بخش خصوصی از ندادن یارانه به بخش تولید گله مند بود ، دولت فکر می کرد که با فشار برای کاهش هزینه های تولید ، بخش خصوصی خود از این مرحله عبور می کند . ولی اوضاع طوری تغییر کرد که دیگه تولید با نرخ های قبلی به صرفه نبود و باید قیمتها افزایش پیدا می نمود . با افزایش قیمت کالا ها در داخل کشور و افزایش تحریم ها هم شرایط برای افزایش نرخ ارز فراهم شد که منجر به شرایط حال حاضر کشور شده است . حالا به نظر من دولت در این بازی کیش شده و برای اینکه اوضاع طوری پیش نره که به مات شدن آن بی انجامد ، باید تغییر اساسی در نحوه برخورد دولت با اقتصاد بوجود بیاد تا اطمینان به دولت در جامعه افزایش یابد !  


سقوط بورس کالا

چند روزی است بورس کالای ایران که محل خرید و فروش کالاهای مختلفی از قبیل محصولات پتروشیمی ، محصولات فلزی و غیر فلزی و کشاورزی و طلا می باشد ، با بحران مواجه شده است . دلایل وجود این بحران جز افزایش قیمت ارز چیز دیگری نمی باشد . به دلیل نوساناتی که در نرخ ارز بوجود آمده ، تولید کنندگان و مصرف کنندگان محصولات نمی توانند قیمت مشخصی برای کالاهای خود تعیین کنند ! فروش یا خرید کالا همان ، و ضرر حاصله به دلیل افزایش یا کاهش قیمت در روز بعد همان . دراین بین فقط بازار طلا در این بورس بود که به دلیل افزایش روزانه قیمت ارز هر روز با افزایش مواجه می شد و هیچکس هم فروشنده نبود ! چرا که می دانست در صورت نفروختن سکه های خود ، فردا باز هم با سود همراه خواهد شد . این کار با توجه به تلاشی که مسئولان بورس برای کاهش اهرم بازار آتی سکه و سایر موارد دیگر انجام دادند تا جلوی پیروی بورس را از بازار آزاد بگیرند ، هر روز تکرار شد . بالاخره نیز به نظر می رسد برای کاهش التهابات ، مسئولان بازار بورس تصمیم گرفتند برای جلوگیری از وضع موجود اقدام به بستن آرام بورس در بخش طلا نمایند ، تا شاید تا با جلوگیری از علائمی که این بورس به بازار آزاد می داد ،  بتوان جلوی افزایش قیمت در بازار آزاد را بگیرند ! این بورس تازه در ابتدای راه بزرگی که در ابتدای تشکیل آن ترسیم گردیده بود ، است . مدیریت این بورس ، با توجه به اینکه بازار بورس جایی است که نبض بازار و شرایط اقتصادی در آنجا می زند ، نباید اینقدر انفعالی با اوضاع بازار برخورد نماید . درست است که اوضاع اقتصادی به دلیل افزایش نرخ ارز ، آشفته شده ، ولی این ربطی به اینکه بازار را بخواهیم تعطیل کنیم نداشته و حتی بورس باید با ایجاد راهکارهایی باعث افزایش مراجعه مردم برای خرید کالا به آن شود و بازار آزاد را به دنبال خود بکشد . آیا این تلاطمات باعث شده بازار بزرگ تهران تعطیل شود ؟ پس این حرکت اصلا جای دفاع از عملکرد مدیران این بورس باقی نگذاشته و مطمئنا این مدیران برای کاهش التهاب در بازار آهن و محصولات کشاورزی و آهنی و غیره نیز مجبور به بستن این بازار ها خواهند بود ! به دلیل اینکه در این بازار ها نیز قیمتها براساس دلار آزاد محاسبه شده و هر روز شاهد افزایش قیمت می باشند . ولی این نکته را هیچوقت نباید فراموش کنیم که اگر کسی می خواهد اثرات تحریم را در اوضاع اقتصادی کشور بداند ، باید به بورس مراجعه نموده و در صورتیکه سقوط بورس و تعطیلی آن را مشاهده کرد ، نتیجه بگیرد که ، تحریم خیلی اثر داشته است !


عدم کاهش نرخ ارز

بازار ارز پس از گشایش اتاق مبادلات ارزی ، هنوز نتوانسته به آرامش برسد ؟ سوالی که ذهن همه را به خود مشغول کرده این است که : آیا پایانی برای افزایش نرخ ارز می توان متصور بود ؟ آیا اگر تحریم ها برداشته شود ، نرخ ارز کاهش پیدا می نماید ؟ شاید همین مسائل باعث شده بعضی کوتاه امدن در موضوع هسته ای را تنها راهکار مقابله با افزایش نرخ ارز بدانند . ولی بطور کلی وضعیت اقتصادی کشور ما با گذشته تغییر کرده و نمی توان با این کارها وضع را به گذشته باز گردانیم . دلیل ان هم این است که نرخ ارز با توجه به تغییر سیاست ارزی کشور تغییر کرده و تا زمانیکه ارز به محصولات قاچاقی که وارد کشور می شده تعلق نیابد ، نرخ ارز هم کاهش پیدا نمی کند ! یک پنجم از میزان کل واردات کشور به کالای قاچاق تعلق داشته و دولت نیز برای حمایت از تولید ملی مجبور است که به افزایش قیمت ارز تن دهد . حالا با این تفاسیر اگر بخواهیم قیمتی را برای ارز بازار آزاد تعیین کنیم ، بهترین کار آن است که بگوییم : نرخ ارز آنقدر باید افزایش یابد ، که جنس قاچاق وارد کشور نشده و اگر هم وارد شود ، قدرت خرید مردم ، برای خرید آن کاهش یابد . ولی اشکال اصلی در اینجا آنست که وقتی قیمت ارز آزاد بالا می رود ، تولید کننده داخلی نیز قیمت خود را به همان میزان افزایش می دهد ! و دلیل آن هم عدم ارائه ارز به نرخ دولتی اعلام می کند . ولی وقتیکه ارز دولتی به تولید کننده داده می شود مشخص نیست که آیا تولید کننده حاضر است تمام تولید خود را با نرخ ارز دولتی به بازار ارسال کند . پس باید دستگاههای نظارتی را بیشتر کنیم که این کار نیز امکان پذیر نیست . مطلب جالب اینجاست که یک نماینده نیز اعلام نموده ، بزرگترین صادر کننده و مصرف کننده ارز دولت است . پس چطور اتاق مبادلات ارزی نتوانسته برای حتی بخش دولتی یک بازار با ثبات ایجاد نماید ؟حالا دلیل عدم کاهش نرخ ارز مشخص شده و طرحهایی که دولت نیز ارائه داده ، نمی تواند به این بازار سر و سامان دهد .  چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید ...


فضای مذاکره !

تحریمهای جدید اتحادیه اروپا نشان دهنده چیست ؟! آیا این اتحادیه از عواقب کارهایی که انجام می دهد آگاه است ؟! آیا این افزایش تحریمها باعث افزایش تشنج در منطقه خاورمیانه نمی شود ؟! این سوالات از انجایی مطرح می شود که اگر به سابقه کشورهای اروپایی و آمریکا نگاهی انداخته شود ، مشاهده می کنیم که این کشورها درگذشته برای منافع اقتصادی خودشان حاضر به هرگونه جنگ و درگیری بوده و از اینکه در این کار جان انسان های دیگر به خطر می افتد ، احساس ناخوشایندی ندارند ! آنها به خودشون رحم نمی کنند ، چه برسد به اینکه به مردم دیگر کشورها بخواهند رحم کنند ! سابقه جنگهای جهانی اول و دوم این را به همه ثابت می کند . در جنگ جهانی دوم چقدر بهانه جور کردند که ایران را طرفدار آلمان نشان دهند و با اینکه ایران خود را بی طرف اعلام نمود ، باز کشور ما را اشغال کردند . اینها برای رسیدن به هدف هر چیزی را وسیله قرار می دهند ، حتی استفاده از بمب اتمی را برای کاهش زمان جنگ و کشتار بیشتر موجه می دانند و از عمل خود نیز دفاع می کنند ! تحریمهای بیشتر را برای رسیدن به اهداف خود طرح می کنند و آن را برای نجات بشریت از خطر هسته ای شدن ایران اعلام می کنند ! از آن طرف هم برای اینکه تمام درها را نبسته باشند اعلام می کنند فضا برای ادامه مذاکرات وجود دارد ! این چه فضایی است که در آن ، عزم این اتحادیه برای بن بست مذاکرات به مشام می رسد . حالا اگر ایران بخواهد برای پاسخ به این تحریمها اقدامی تلافی جویانه انجام دهد ، به خصومت با کل جهان متهم خواهد شد ! به نظر من فضا اصلا فضای خوبی برای مذاکره نبوده و مثل فضای تهران فضای آلوده ای است . باید از این فضا خارج شد . ماندن در این فضا نفس ما را بند خواهد آورد !


اهداء جایزه صلح نوبل به ... !

امروز از اهداء جایزه صلح نوبل به اتحادیه اروپا با خبر شدم ، که حتما بعدا برای خیلی ها این سوال پیش خواهد آمد که دلیل این اقدام چه بوده است ؟ اتحادیه اروپا هم اکنون در گیر بزرگترین چالشهای خود پس از تشکیل است ! تمام آن تلاشهای انجام شده پس از جنگهای جهانی اول و دوم برای ایجاد اتحاد بین این کشورها ، که باعث کاهش درگیری بین آنها بشود ، یکباره دارد از بین می رود . یک بی اعتمادی در بین این کشورها در حال نزج گرفتن است که اینده این اتحادیه را زیر سوال برده و به مرور ، احتمال فروپاشی آن وجود دارد . این اتحادیه دارای فرهنگ های مختلفی بوده که به خاطر مسایل مادی به دور هم جمع شده اند و حالا که در مسایل اقتصادی به بن بست رسیده اند ، دیگر امیدی به اینکه این اتحادیه به راه خود ادامه دهد وجود ندارد . حالا می توان به این نتیجه رسید که دلیل ارائه جایزه صلح به این اتحادیه  بخاطر کارهای بشر دوستانه در طول سال گذشته نبوده ، بلکه ایجاد یک امید دربین این کشورها برای جلوگیری از فروپاشی آن است .