بعضی وقتها مردم به این فکر میکنند که اگر مدیریت و برنامه در این مملکت هست ، پس چرا اینهمه تلاطم در بازار ها را میبینیم ؟! بعد به این فکر می افتن که خوب شاید مدیران دستشان بسته است . پس باید یه فکری به حال افرادی که دست مدیریت رو بستن بکنیم . چه کار کنیم ، چه کار نکنیم ، بهتره در انتخابات به کسی رای بدیم که بتونه با این افراد مقابله کنه ! بعد هی میگردن و میگردن تا بالاخره روی یکی به توافق می رسن . حالا بعد از کلی امید و آرزو که این انتخاب میتونه راه رو برای پیشرفت کشور هموار کنه ، می بینند که اون شخص هنوز تصمیمی نگرفته ! اینجاست که نا امیدی تمام وجود مملکت رو میگیره و مردم دیگه امیدی به بهتر شدن اوضاع ندارند ! پس بهترین کار را در این می بینند که خودمون به فکر خودمون باشیم ! برای همین هم راه می افتن توی بازار و طلا و ارز می خرند ! هرچی هم که بهشون میگیم نکنید این کار رو ، کسی گوش به حرفمون نمی ده ! اون وقت مدیر تصمیم می گیره با زور و ضرب هم که شده بازار رو آروم کنه ! حالا هر چی به مدیره می گیم ، بابا با این کارها نمیشه به مبارزه با تقاضای کاذب در بازار رفت ، اونهم گوش نمیده ! حالا شما اگه جای من بودید ، چگونه می خواستید نظر بدید که راهکار خارج شدن از این بحرانها چیست !؟
سخنان مرسی رئیس جمهور مصر در اجلاس سران غیر متعهد باعث تعجب محافل سیاسی گردیده و باعث شده آنها نتوانند از سخنان او به یک نتیجه گیری درست برسند . اینکه از مخالفان دولت بشار اسد حمایت کرده مهم نیست ! مهم اینه که چند تا از کشور های حاضر در اجلاس از سخنان او حمایت می کنند ؟ به نظر من نبود یک سیستم رای گیری در اجلاس های برگزار شده باعث شده که آن تفاهمی که باید بین این کشورها بوجود بیاد ، تاکنون بوجود نیامده و هر کشوری نظر خودشو در خصوص مسائل مختلف اعلام می کنه و همین منجر به ایجاد اختلاف بین اعضای این جنبش میگرده . اگر ایران بتواند این سیستم را در این جنبش به کار اندازد ، می توان به آینده این جنبش امیدوار بود ، وگرنه اختلافات بین آنها ، نمی تواند به این راحتی حل شود .
آمریکا هنوز در زمان دوران جنگ سرد بسر میبره ! اینو میشه از نحوه برخودش با بحرانهای منطقه ای و جنگهای افغانستان و عراق پی برد . اینکه بشه یک کشور را با یک حمله هوایی زمینگیر کرد و با یک یورش وسیع زمینی تصرف نمود ، دیگه دوره اش تمام شده . سیاستهای جدید در جلوگیری از پیشرفت تکنولوژی نظامی کشورهای رقیب همچون چین و ایران دیگه جایگاه خودشو از دست داده . آمریکا دیگه خواسته هاشو نمی تونه از طریق جلوگیری از هسته ای شدن کشورها ، اعمال کنه . اگر هسته ای شدن مهم باشه ، نباید هیچ کشوری از نیروگاههای هسته ای استفاده کنه . آمریکا باید به این نتیجه برسه که با تحریم هم کاری از پیش نمیره ، پس باید در عرصه بین المللی تحولات عمیق تری بوجود بیاد ، تا دنیای امن تری داشته باشیم . اگر تهدید کردن می خواست به نتیجه برسه الان باید وضع کره شمالی ، مشخص شده باشه ! خواسته های آمریکا هر چی هم که باشه ، باید به گونه ای طرح بشه که قابلیت اجرا داشته باشه .
از سخنان تازه اوباما اینطور برداشت شده که امریکا به دنبال حضور نظامی در سوریه است . اینکه واقعا چنین اتفاقی رخ دهد یا نه ، در اینده مشخص خواهد شد . ولی اهمیت این خبر برای ما دراین است که برخورد ما با این موضوع چگونه خواهد بود ؟ آیا ما اقدام به حضور در این کشور و در جهت حمایت از مردم سوریه خواهیم کرد ؟ یا با استفاده توانایی های لبنان به این کار اقدام خواهیم کرد ؟ یعنی امکان این وجود دارد که برخورد ما با آمریکا خارج از مرزهای دو کشور و در کشوری دیگر رخ دهد ؟ به نظر من از همین الان باید به نحوه برخورد مان با این موضوع بیاندیشیم و منتظر اینکه اول اتفاق رخ داده بعد به فکر چاره بیافتیم ، نباشیم . البته اهمیت سوریه برای ما بسیار زیاده و مردم کشورمان نیز به این موضوع واقف هستند . ولی مدیریت اوضاع ، خیلی مهمه .
بحران اقتصادی در اروپا دارای ابعاد مختلف اقتصادی بوده که بحث بر سر راه حلهای گذر از آن نیز با حساسیت های زیادی در حال پیگیری می باشد . دقیقا مثل زمانیکه ما میخواستیم طرح هدفمندسازی یارانه ها رو در کشور اجرا کنیم و نظرات مختلفی در خصوص اجرا یا عدم اجرا و نحوه اجرای ان پیش آمد . رشد اقتصادی که از طرف فرانسویها پیشنهاد شده و ریاضت اقتصادی که از طرف المانها پیشنهاد میشه هیچکدام دارای اثرات مثبتی برای اقتصاد اروپا نخواهد بود ! دلیل آنهم بر می گرده به اینکه فرهنگهای موجود در کشور های این اتحادیه با هم یکسان نیست و در نتیجه برای هر طرحی مخالفینی به وجود می اد . این کشورها دارای انسجام لازم در یک کشور نبوده و به مسایل با نگاههای مختلفی نظر می دهند . ولی به طور کلی میتوان اینگونه گفت که تغییر فرهنگی در نوع نگاه اقتصادی این کشورها اگر ایجاد نشه ، آنها هرگز نمیتوانند از بحران خارج شده و دیر یا زود یورو فرو میپاشه .
مذاکرات ایران و 1+5 در شهریور ماه دوباره ادامه پیدا کرده و با توافقاتی که به عمل آمده اینطور به نظر میرسه که میخواد به یک نتایجی نیز دست پیدا کنه ! البته از صحبتهایی که طرفین انجام می دهند اینطور بر می آد که ایران قبول کرده با ملغی شدن تحریمها ، غنی سازی 20 % و سایت فرودو را تعطیل کرده و با انتقال مواد آن به خارج موافقت می کند . اینکه واقعا ایران تحت فشار تحریم ها به این کار وادار شده باشه خیلی بعیده ، چون شاید این کار زیاد تاثیری برای کشور ما نداشته باشه و غنی سازی ادامه پیدا کنه ، ولی ابعاد تبلیغاتی این کار توسط آمریکا و غرب بیشتر از خود این موضوع اهمیت داره . ما در تمام این مدت به کشورهای خارجی گفته ایم که ایران تحت فشار تحریم حاضر به هیچگونه کوتاهی در برنامه هسته ای خود نیست ولی در عمل می خواهیم قدم به قدم عقب نشینی کنیم . حتی نماینده امریکا نیز گفته که مذاکرات تمام نشده ولی به مرحله حساسی رسیده ! این مرحله حساس یعنی ایران می خواد به تعطیلی غنی سازی پیشرفته اقدام کنه ؟ ! به نظر من که این نوع مذاکرات داره به مراحل بدی منجر میشه که عاقبت خوشی برای ما نداره ! باید مذاکرات را از اول و با مبانی اصولی تری شروع کرد !
یکی از وبلاگ نویسان خوب پارسی بلاگ ( سلمان علی ) مطلب خوبی در خصوص پارسی بلاگ و چگونگی افزایش کیفیت و کمیت آن نوشته بودند که باعث شد من هم بخواهم نظری در این خصو ص بنویسم . به نظر من مجله پارسی بلاگ دیگه داره یواش یواش بین المللی میشه و با پیگیری اخبار در روزنامه ها و جراید داخلی و خارجی میشه گفت که اگه دوستان وبلاگ نویس در پارسی بلاگ ، تلاش بیشتری در ارائه نظرات در خصوص مسائل روز داخلی و خارجی بنویسند ، امکان اینکار فراهم شده که هرکسی می خواد مطلب و حرف جدیدی رو بخونه باید بیاد تو پارسی بلاگ . من خودم تا الان که در این محیط بودم ، واقعا از بعضی مطالب لذت بردم و میتونم بگم در جایی دیگه چنین مطالبی رو ندیده بودم . حتی بعضی انتظار دارن که در سایر سایتها نیز از مطالب پارسی بلاگ استفاده کنند . ولی جواب من اینه که تا وقتی پارسی بلاگ هست ، باید شما به اون مراجعه کنید .
جنبش عدم تعهد بعد از پایان جنگ جهانی دوم و از طرف کشورهایی که از استعمار کشور های بزرگ خارج شده بودند به وجود آمد و دلیل آن هم عدم تعهد این کشور ها به بلوک شرق و غرب بود . تا در جنگ سردی که بین این دو بلوک وجود داشت خود را بی طرف نشان دهند . پس از فروپاشی بلوک شرق و استقلال کشورهای تحت سلطه شوروی سابق ، شرایطی در جهان به وجود آمد که آمریکا خود را قدرت برتر جهان معرفی نمود و جهان را تک قطبی اعلام کرد . این موضوع منجر به تلاش سایر کشورها از جمله اروپا و چین گردید که با این موضوع به مخالفت برخیزند . در حال حاضر با توجه به تحولات اقتصادی که در امریکا و سپس در اروپا و چین به وقوع پیوسته ، می توان اینگونه نتیجه گرفت که امریکا دوباره در حال خارج از شدن بحران و احیای امپراطوری و تک قطبی کردن جهان است . در همین حال تشکیل اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران فرصت خوبی است برای اینکه این جنبش راه و مسیر خود را در رابطه با همراهی با سیاستهای یکجانبه امریکا در برخورد با کشورهای مستقلی مثل ایران و سوریه ، و یا عدم همراهی با این کشور بخصوص در رابطه با تحریمهای این کشور بر علیه ایران ، مشخص نمایند . بودن یا نبودن مسئله این است ! جنبشهایی در جهان قادر به ادامه راه خواهند بود که بتوانند برای خود راه و هدف آرمانی داشته و برای رسیدن به این هدف از جان مایه بگذارند . نمی توان هم متعهد نبود و هم زیر یوغ استعمار امریکایی رفت .
این روز ها مهمترین خبری که میشه گفت همه منتظر نتیجه آن هستن ، ایجاد بورس ارزه . اینکه این بورس درکارش موفق بشه یا نه ، یکی از مواردیه که کارشناسان در این خصوص نظرات مختلفی رو ارایه داده اند . ولی به نظر من اینکه این بورس شکست بخوره یا نه ، چیز خاصی نیست ! مثل اینه که شما یک چیزی رو برای بهتر شدن وضعت بخواهی ، ولی به اون دست پیدا نکنی ! اونوقت چه چیزی رو از دست دادی ؟ خوب مشخصه که چیزی از دست نرفته و اوضاع مثل سابق پیش میره . و اگر به اون برسی ، خوب وضعت بهتر میشه . پس اینکه همه کار و زندگی فعالان اقتصادی کشور ، بشه انتظار برای نتیجه دادن یا نتیجه ندادن بورس ارز ، اصلا با عقل جور در نمی آد . اینکه صادر کننده علاقه مند بشه که ارز حاصله از صادرات رو به این بورس ارائه کنه یا نه ، بره اون رو در بازار آزاد بفروشه ، چه اتفاقی رو میخواد برای منه وارد کننده ایجاد کنه ؟ اصل مهم در این داد و ستد بر می گرده به اینکه اگر قیمت ارز بخواد از یک حدی بیشتر افزایش پیدا کنه ، همه مردم میشن صادر کننده کالا ! ما هیچ وقت زمانی رو که در دوران جنگ تحمیلی برای اقتصاد کشور رخ داد رو فراموش نمی کنیم . بطوریکه دانشجویان برای تهیه ارز به قیمت پایین تر از قیمت بازار ، اقدام به فروش فرش در خارج می کردن ! و یا مسافران با خود کالا را قاچاق کرده و به قیمت پایین تر از قیمت فروشگاهها ، به مردم در خارج از کشور می فروختن . پس اگر صادر کنندگان از ارائه ارز خود به بورس استقبال کردند ، که وضع بازار شفاف میشه و اگر هم عرضه نکردند هم هیچ اتفاق خاصی نیفتاده و کار به روال فعلی در بازار دنبال میشه .
از زمانیکه ارزش دلار آمریکا با ایجاد بحران در اقتصاد این کشور به میزان زیادی از بین رفت و کشورهای زیادی برای از بین نرفتن ارزش داراییهای خود اقدام به حذف دلار از سبد ارزی خود گرفتند ، آمریکا با ایجاد یک سری از اقدامات تصمیم به بازسازی اقتصاد خود گرفت که نتیجه ان را هم اکنون در اقتصادهایی نظیر اروپا و چین میتونیم ببنیم . در اصل کاری که آمریکا کرد تبدیل دلار از یک پول بی ارزش به یک پول ارزشمند بود . این سیاستها منجر به این موضوع شده که بحران خود را به رقبای این کشور منتقل کرده و حالا به آنها راهنمایی میده که برای فرار از این بحران چه سیاستی رو در پیش بگیرن ! این وابستگی اقتصادی که بین کشورهای جهان به خاطر ایجاد سازمان wto و دهکده جهانی به وجود آمده یکی از اثراتش همین نا نظمی هایی که در اقتصاد جهانی به وجود میاد . حالا ما هم مثل سایر ملل دنیا همه تلاشمون اینه که به این نظم نوین اقتصادی بپیوندیم و از رهگذر ان به رشدهای اقتصادی بالا و توسعه دست پیدا کنیم ! رشدی به شکل کشور چین با آن همه وابستگی به صادرات که اگر روزی جنسی رو از مون نخریدن صنایع مون از کار بیفته و حتی با افزایش مصرف در داخل کشور نیز نتونیم صنایع مون رو سر پا نگه داریم . اینجاست که می بینیم تحریم چرا به کشور ما هنوز آسیب چندانی نتونسته وارد کنه و اقتصاد مقاومتی در سال 1391 ما را از این بحران های کذایی می رهاند .