نظرمن

دریافت ارز مرجع یا آزاد سازی قیمتها

پس از آنکه سیاست های اقتصادی دولت بر این موضوع متمرکز شده که به هر کالایی ارز مرجع اختصاص پیدا نکند ، تعیین قیمت برای کالاها نیز از مشغله های این روزهای صنایع و خدمات در کشور شده ، تا جایی که هر روز خبری در خصوص چانه زنی بین صنایع با سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولید کنندگان بر سر میزان افزایش قیمت کالا در رسانه ها پخش می گردد . اینکه چرا هر روز بایستی این موضوع تکرار بشه خیلی عجیب به نظر میرسه ! وقتیکه سیاستهای اقتصادی کشور بر این موضوع تاکید داره که باید قیمتها ازاد باشه و در رقابت با کالاهای خارجی بایستس قیمت کالای داخلی تعیین بشه دیگه بحث بر سر اینکه قیمت یک کالا چند باشه مهم نیست ! چون کالای داخلی خود را قیمتهای کالای خارجی تطبیق داده و شاید مجبور بشه حتی قیمت خودش رو پایین هم بیاره . به نظر من الان دیگه وقت اینکه بر سر این مسئله بخواهیم با صنایع چانه بزنیم نیست .اگر ترس از افزایش قیمت ارز هم مد نظر باشه ، باید گفت که ارز هم در صورتی افزایش پیدا میکنه که برای مصرف کننده آن به صرفه باشه ، برای همین هم تاکنون قیمت ان با توجه به وضعیت خاص پیش امده در اقتصاد به میزانی که بعضی فکر میکردن ، افزایش پیدا نکرده .پس باید بر ترس خودمان غلبه کرده و اجازه دهیم تا صنایع خود در این خصوص تصمیم بگیرن .


تعیین نرخ ارز مرجع و چالشهای پیش روی آن

با توجه به گرانی های اخیر در کشور که تاکنون نیز به ثبات نرسیده ، یکی از راه کارهایی که توسط بانک مرکزی پیشنهاد شده ، تک نرخی شدن ارز و افزایش نرخ ارز مرجع می باشد . موضوع اصلی در تعیین نرخ ارز ، تعیین نرخی است که همه ( صادرکننده و وارد کننده ) به آن به عنوان نرخی عادلانه نگریسته و دلیلی برای کم بودن یا زیاد بودن آن نرخ نیاورند ، زیرا در اثر همین تعیین نرخهای صوری برای ارز است که مشکلات موجود در کشور بوجود آمده و همه را ناراضی ساخته است . حال سوالی که ذهن من را به خود مشغول کرده اینه که ، چطور ما می خواهیم بورس ارز را راه بیاندازیم و از آن طرف برای ارز ، نرخ تعیین کنیم ؟! مگر نه این است که در بورس نرخها بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می شود ، خوب ، حالا اومدیمو نرخ ارز بر اثر عرضه و تقاضا پایین تر از نرخ ارز مرجعی که ما تعیین کرده ایم ، آمد ! آنوقت می خواهیم نرخ ارز مرجع را در طول سال و با هر بالا و پایین شدنی در صادرات و واردات کشور و یا افزایش نرخ کالاها و ارزها در خارج از کشور ، بالا و پایین کنیم ؟! به نظر من اصلا تعیین نرخ ارز مرجع هیچ مناسبتی با حال و روز اقتصاد کشور ما ندارد و باید همان بورس ارز راه اندازی شده و تمام درآمدهای حاصل از صادرات  در این بورس مورد معامله قرار گیرد تا بازار خود نسبت به تعیین نرخ ارز اقدام کند .


کجایی جنبش ... !؟

در طول تاریخ ، جنبش های مردمی برای مبارزه با شرایط بد اقتصادی و اجتماعی در کشورهای مختلف بروز کرده و اثرات زیادی در اصلاح جامعه و زندگی اقشار مختلف مردم گذاشته است ، که به عنوان مثال می توان از جنبش تریاک در کشور چین و جنبش تنباکو در ایران ، نام برد . از سال گذشته با توجه به وضعیت بد اقتصادی و اجتماعی که در کشور آمریکا رخ داد جنبش هایی تحت عناوین جنبش تی پارتی و جنبش 99 در صد پدیدار گردید که در آغاز با استقبال مردم روبرو شد . ولی از مدتی قبل دیگه از این جنبش خبری به گوش نمی رسه ! و به خصوص هم اکنون که به انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا نزدیک میشیم و این جنبش باید بیشتر فعالیت کرده و مردم را به سمت مبارزه با وضع موجود در آمریکا ( میزان بدهی دولت به 7/16 تریلیون دلار رسیده) و ایجاد اصلاحات اساسی در نظام لیبرالی و سرمایه داری ، سوق بده ، نبود این جنبش به طور آشکاری از نبود حمایت مردمی از آن ناشی میشه . اینکه چرا مردم با این جنبش همراهی نکردند ، به این موضوع بر می گرده که این جنبش فقط به وضع موجود و ظلمی که از محل سرمایه داران به انها رفته ، پرداخت و نظریه جدیدی برای جایگزینی با نظام حاکم بر کشور ارائه نداد . یعنی میشه گفت : حرفی برای گفتن نداشت ! درسی که ما از این جنبش و جنبش های دیگه می گیریم اینه که ، اگر می خواهیم جامعه امون و اصلاح کنیم و از وضع موجود خوشمون نمیاد ، باید اول با توجه به فرهنگ و آداب و رسوم کشورمون نظریه ای طرح کنیم و سپس از مردم بخواهیم که برای اجرای آن به ما ملحق بشن .

                                     


خاطره ماه رمضان

یادم نمیاد چند ساله پیش بود که در ماه رمضان می خواستم برای یک شب تعدادی از فامیل را برای افطار دعوت کنم . برای تهیه افطاری هم تمام اقلام لازم را تهیه کردم ، فقط مونده بود غذای اصلی که باید یا زرشک پلو با مرغ باشه ، یا چلوکباب کوبیده یا یک نوع خورشت . خانمم که علاقه خاصی به زرشک پلو با مرغ داره اصرار به دادن این غذا را داشت . گفتم : ای به چشم ! شما فقط اراده کن ! راه افتادم تا از سر کوچه تعدادی مرغ تهیه کنم .  وقتی با قیمت مرغ که پشت شیشه مغازه چسبیده بود برخورد کردم ، یکهو سرم گیج رفت و کم مونده بود همان جا قبض روح بشم . مردم دورم جمع شدن و شروع کردن به زدن آب به صورتم تا کمی سر حال بیام . پس از چند دقیقه ای که گذشت ، به مردم گفتم : بگیرید ، بگیرید ... مردم همه با تعجب به طرفی که من اشاره می کردم برگشتند تا ببینند کی رو باید بگیرند ! گفتند : کی او باید بگیریم ؟ ! گفتم : مرغ فروش رو می گم بگیریدش . گفتند : مگه چیکار کرده ؟ ! گفتم : قیمت ها رو دیدید ؟ فکر میکنه باید پول خون پدر شو از ما بگیره . مردم گفتند : تقصیر این بنده خدا نیست که... ؟ ! گفتم : پس مقصر کیه ؟ یکی گفت : تقصیر دولته که نتونسته بازار رو کنترل کنه . اون یکی گفت : دولت بیچاره چه تقصیری داره ! تقصیره این دلالهاست ، که بازار رو به هم میرزن . یکی دیکه گفت : آیات عظام خوردن شو توصیه نمی کنند . پس بهتره از خیرش بگذریم . اون یکی گفت : من اصلا تصمیم گرفتم که امسال مرغ و هر غذایی که از مرغ درست میشه رو از سبد غذایی خانواده ام حذف کنم . من که موندم بودم بین نظرات انها کدام یکیشو باور کنم . گفتم : دوستان ، صبر کنید ! من اگه می دونستم سوال من اینهمه هیاهو بین شما ایجاد میکنه اصلا سوال نمی پرسیدم . شما یه مرغ فروش رو نمیتونید به جرم گران فروشی بگیرید ، حالا چطور می خواید یقه دولت یا مجلس یا دلال و ... را بگیرید . پس بهتره از خیر خوردنش بگذریم و بریم سراغ چلو کباب لذیذ خودمون ...

                               


تولید ناخالص ملی کشور نصف شد !

تاقبل از اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها در کشور ، میزان تولید ناخالص داخلی ایران برابر 400 میلیارد دلار بود ، که با نرخ ارز 1000 تومانی معادل ارزی آن برابر 400000 میلیارد تومان محسوب می گردید . و ما براین اساس در مقایسه با کشورهای همسایه در رتبه 3 یا 4  قرارداشتیم و از بعد جهانی قدرت 17 اقتصاد جهانی به حساب می آمدیم . ولی پس از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها ، هم اکنون با کاهش ارزش ریال در مقابل دلار ( یک دلار برابر 2000 تومان ) ، ارزش تولید ناخالص ملی از بعد بین المللی به نصف ارزش قبلی یعنی به 200 میلیارد دلار کاهش یافته است . البته تولید ناخالص ملی کاهش نداشته ، ولی به دلیل کاهش ارزش پول این اتفاق افتاده و ضرر و زیان وارده به کشور به قدری سنگین است که شاید تا سالیان متمادی نیز نتوانیم انرا جبران کنیم . این موضوع را باید به عملکرد ضعیف چه کسی ارتباط دهیم ؟ چه کسی مقصر شناخته می شود ؟ کدام دولت بعدی خواهد امد و این ضرر را جبران خواهد کرد ؟ درحالیکه قرار براین بود که در منطقه نفر اول باشیم ، آیا دیگر می توانیم به این هدف برسیم ؟ به نظر من الان بهترین موقع برای اصلاح چشم انداز بیست ساله در کشور است ، تا اهداف پیش بینی شده در آن را دوباره مورد بررسی قرار دهیم و با توجه به شرایط حال حاضر آن را با توجه به اینکه رشد تولید ناخالص داخلی کشور حداکثر به 2 ? در سال می رسد ، مورد اصلاح قرار دهیم .

                                                             


دیروز ، امروز ، فردا

دو سه ساله پیش برنامه ای از تلویزیون به عنوان دیروز ، امروز ، فردا پخش می شد که خیلی هم مخاطب داشت . توی این برنامه به مسائل سیاسی روز پرداخته می شد و از همه گروه ها برای ارائه نظرات خودشون در رابطه با مسائل مطرح جامعه دعوت میشد . با مسائلی که در سال 88 افتاد به نظر میرسه که دیگه حرفی برای گفتن وجود نداره و حرفها همه یک طرفه داره گفته میشه ! به نظر من با توجه به تحولات پیش امده و سال آخر ریاست جمهوری و ... زمان لازم برای افزایش گفتمان بین گروه های سیاسی برای بازتر کردن فضای سیاسی کشور فراهم شده و در صورتیکه گروه های سیاسی فعال بخوان نظراتشون و به مردم ارائه کنند ، میشه برنامه های خوبی برای قوت قلب دادن به مردم و راهکارهایی که بتوان از آنها برای کاهش التهابات جامعه استفاده کرد ، تهیه کنیم . هم اکنون نیز در سطح جامعه بحث هایی سر انتخابات آینده ریاست جمهوری مطرح است که باعث ایجاد شائبه هایی برای کاندیداتوری افراد خاص بوجود آمده ، این موضوع حتی میتونه در فعالیت های دولت نیز اثر گذار باشه . ولی موضوع مهمتر از شخص کاندیدا ، برنامه هایی که باید برای اداره کشور مطرح بشه !

                                                                                        


سرمایه گذاری از صندوق توسعه ملی

صندوق توسعه ملی را پس از آنکه حساب ذخیره ارزی توسط دولت خالی شد ، تاسیس کردند . اما هم اکنون مشکلی که در حساب ذخیره ارزی پیش آمده بود ، در صندوق توسعه ملی نیز در حال اجرا شدن است و آن هم استفاده از منابع آن جهت سرمایه گذاری توسط دولتیهاست ! اینکه کجای کار اشکال داره برمیگرده به اینکه قرار بر این بوده که این منابع به بخش خصوصی داده بشه تا خصوصی سازی نیز صورت بگیره ، در حالیکه با وضعیت موجود دولت باز بزرگتر خواهد شد و داستان گذشته تکرار میشه ! ولی مهمتر از این مطلب سرمایه گذاری در خارج از کشور می باشد که با وجود تحریم کشور خودش جای بحث فراوان داره . بالاخره مشخص نیست که این مملکت کی می خواد به این موضوعات به صورت اساسی بپردازه و با اوضاع و احوالی که پس از تحریم در کشور به وجود آمده و در سال حمایت از تولید ملی چه برنامه ای برای حمایت از تولید و ایجاد اشتغال و کاهش تورم و جلوگیری  از کاهش ارزش پول ملی و ... برای کشور داریم ؟ یعنی نوشتن اینهمه قانون برنامه پنجم و افق بیست ساله و غیره هنوز نتوانسته برنامه ای برای دولت باشه تا از این بلاتکلیفی خارج بشه ؟ !

                                                                                   


آیا ارز دو نرخی شده ! ؟

پس از اعمال تحریمها علیه فروش نفت کشور و کاهش میزان فروش آن ، بحثی که در بین کارشناسان اقتصادی پیش آمده ، لزوم تعیین نرخ ارز برای جلوگیری از دو نرخی شدن آن و ایجاد رانت برای عده ای که به ارز دولتی دسترسی دارند ،  است  . اینکه نرخ ارز را چگونه باید تعیین کرد از بعد اقتصادی بستگی به میزان عرضه و تقاضا دارد ، لیکن بانک مرکزی برای اینکه بتواند تقاضای ارز را مدیریت کند ، تا منجر به شوک شدید در نرخ آن نگردد ، ابتداعا شروع به کاهش تقاضاهای ارز از طریق محدودیت کالاها نموده و بیشتر تقاضا برای ارز را به سمت بازار آزاد سوق داده است . ولی کارشناسان به ایجاد رانت از این طریق هشدار داده اند . از انجا که با اعمال تحریم میزان ارز حاصل از فروش نفت کاهش پیدا کرده این هشدارها چندان ضرورتی نداشته و اصلا میزان ارزی که بانک مرکزی در اختیار دارد ، آن میزانی که فکر می کنند نیست و پاسخگوی تمام نیازهای ارزی کشور نمی باشد . بنابراین کشور در حال عبور از این بحران و شروع دوران جدیدی در اقتصاد می باشیم که میزان صادرات غیر نفتی با میزان واردات کشور یکسان شود و عرضه و تقاضا نرخ ارز را تعیین کند . البته نرخی که در اینده برای ارز بر اثر عرضه و تقاضا تعیین خواهد شد نرخی است که هم صادرات و هم واردات را به صرفه خواهد نمود .

 

                                                      


پرداخت مهریه با کدام نرخ ارز ؟!

به تازگی به مشکلات مملکت مشکل دیگری اضافه شده و آنهم در خصوص تعداد زیاد زندانیان دارای بدهی بابت دیه و مهریه است . که البته با قانونی که در مجلس شورای اسلامی در خصوص تعداد سکه های مهریه تصویب شده ، و بخشنامه جدید رییس قوه قضاییه در خصوص آزاد نمودن افرادی که قادر به پرداخت مهریه و دیه نیستند ، مشکل تا حدودی در حال برطرف شدن است . اما سوالی که مطرح است اینه که برای تعیین نرخ سکه چرا باید نرخ ارز ازاد تعیین بشه ؟! در صورتی که دادگاه میتونه نرخ سکه را از بانک مرکزی استعلام کنه که با نرخ ارز دولتی قیمت سکه چند است ؟ اینکه در مملکت مشکلی پیش آمده را مرد و زن باید با هم حل کنند و اینگونه نباید باشه که کسی بخواد از موقعیت پیش آمده سوءاستفاده کنه .

 

                                                   


کمبود نقدینگی در سال حمایت از تولید ملی

به تازگی در بررسی وضعیت اقتصادی کشور به مورد خاصی برخورد می کنیم به نام کمبود نقدینگی ! وضعیت خاصی که از تولیدکنندگان بزرگ و کوچک تا فروشندگان جزء رو هم شامل شده و وضعیت کسب و کار رو در سال تولید ملی داره خرابتر میکنه . کارشناسان دلایل مختلفی رو برای این کمبود اعلام می کنند که از  افزایش هزینه های تولید تا افزایش نرخ بهره بانکی و تحریمها و ... رو میشه ارایه داد . از نظر اقتصادی به این وضعیت رکود تورمی میگویند ، یعنی گرانی کالا ها و خدمات و کاهش قدرت خرید که منجر به عدم خرید کالا و خدمات میشه که همین مسئله به رکود و کاهش تولید می انجامد ،  یعنی درست بر خلاف اهداف تعیین شده برای امسال . مشکل اصلی مسئله حتی اینم نیست ! مشکل اینه که اگر بخواهیم برای جبران کمبود نقدینگی به افزایش حجم پول و یا افزایش میزان تسهیلات بانکی اقدام کنیم ، باز تورم افزایش پیدا میکنه ! و همین امر باز به افزایش نقدینگی و ... اینجاست که به دور باطلی دچار میشیم که سال 1390 هم به ان دچار شدیم و همه از عواقب آن آگاه هستند . حالا برای کاهش اثرات این موضوع تنها راهکار افزایش تزریق دلار به بازار برای جلوگیری از افزایش آن و از بین بردن فاصله دلار دولتی و آزاد است که به نظر میرسه نظر بانک مرکزی هم همینه ولی باید امیدوار باشیم این موضوع اینقدر کش پیدا نکنه که سال تمام بشه و هیچ حمایتی از تولید ملی هم نشده باشه .