تعیین نرخ ارز مرجع و چالشهای پیش روی آن
با توجه به گرانی های اخیر در کشور که تاکنون نیز به ثبات نرسیده ، یکی از راه کارهایی که توسط بانک مرکزی پیشنهاد شده ، تک نرخی شدن ارز و افزایش نرخ ارز مرجع می باشد . موضوع اصلی در تعیین نرخ ارز ، تعیین نرخی است که همه ( صادرکننده و وارد کننده ) به آن به عنوان نرخی عادلانه نگریسته و دلیلی برای کم بودن یا زیاد بودن آن نرخ نیاورند ، زیرا در اثر همین تعیین نرخهای صوری برای ارز است که مشکلات موجود در کشور بوجود آمده و همه را ناراضی ساخته است . حال سوالی که ذهن من را به خود مشغول کرده اینه که ، چطور ما می خواهیم بورس ارز را راه بیاندازیم و از آن طرف برای ارز ، نرخ تعیین کنیم ؟! مگر نه این است که در بورس نرخها بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می شود ، خوب ، حالا اومدیمو نرخ ارز بر اثر عرضه و تقاضا پایین تر از نرخ ارز مرجعی که ما تعیین کرده ایم ، آمد ! آنوقت می خواهیم نرخ ارز مرجع را در طول سال و با هر بالا و پایین شدنی در صادرات و واردات کشور و یا افزایش نرخ کالاها و ارزها در خارج از کشور ، بالا و پایین کنیم ؟! به نظر من اصلا تعیین نرخ ارز مرجع هیچ مناسبتی با حال و روز اقتصاد کشور ما ندارد و باید همان بورس ارز راه اندازی شده و تمام درآمدهای حاصل از صادرات در این بورس مورد معامله قرار گیرد تا بازار خود نسبت به تعیین نرخ ارز اقدام کند .
کجایی جنبش ... !؟
در طول تاریخ ، جنبش های مردمی برای مبارزه با شرایط بد اقتصادی و اجتماعی در کشورهای مختلف بروز کرده و اثرات زیادی در اصلاح جامعه و زندگی اقشار مختلف مردم گذاشته است ، که به عنوان مثال می توان از جنبش تریاک در کشور چین و جنبش تنباکو در ایران ، نام برد . از سال گذشته با توجه به وضعیت بد اقتصادی و اجتماعی که در کشور آمریکا رخ داد جنبش هایی تحت عناوین جنبش تی پارتی و جنبش 99 در صد پدیدار گردید که در آغاز با استقبال مردم روبرو شد . ولی از مدتی قبل دیگه از این جنبش خبری به گوش نمی رسه ! و به خصوص هم اکنون که به انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا نزدیک میشیم و این جنبش باید بیشتر فعالیت کرده و مردم را به سمت مبارزه با وضع موجود در آمریکا ( میزان بدهی دولت به 7/16 تریلیون دلار رسیده) و ایجاد اصلاحات اساسی در نظام لیبرالی و سرمایه داری ، سوق بده ، نبود این جنبش به طور آشکاری از نبود حمایت مردمی از آن ناشی میشه . اینکه چرا مردم با این جنبش همراهی نکردند ، به این موضوع بر می گرده که این جنبش فقط به وضع موجود و ظلمی که از محل سرمایه داران به انها رفته ، پرداخت و نظریه جدیدی برای جایگزینی با نظام حاکم بر کشور ارائه نداد . یعنی میشه گفت : حرفی برای گفتن نداشت ! درسی که ما از این جنبش و جنبش های دیگه می گیریم اینه که ، اگر می خواهیم جامعه امون و اصلاح کنیم و از وضع موجود خوشمون نمیاد ، باید اول با توجه به فرهنگ و آداب و رسوم کشورمون نظریه ای طرح کنیم و سپس از مردم بخواهیم که برای اجرای آن به ما ملحق بشن .
خاطره ماه رمضان
یادم نمیاد چند ساله پیش بود که در ماه رمضان می خواستم برای یک شب تعدادی از فامیل را برای افطار دعوت کنم . برای تهیه افطاری هم تمام اقلام لازم را تهیه کردم ، فقط مونده بود غذای اصلی که باید یا زرشک پلو با مرغ باشه ، یا چلوکباب کوبیده یا یک نوع خورشت . خانمم که علاقه خاصی به زرشک پلو با مرغ داره اصرار به دادن این غذا را داشت . گفتم : ای به چشم ! شما فقط اراده کن ! راه افتادم تا از سر کوچه تعدادی مرغ تهیه کنم . وقتی با قیمت مرغ که پشت شیشه مغازه چسبیده بود برخورد کردم ، یکهو سرم گیج رفت و کم مونده بود همان جا قبض روح بشم . مردم دورم جمع شدن و شروع کردن به زدن آب به صورتم تا کمی سر حال بیام . پس از چند دقیقه ای که گذشت ، به مردم گفتم : بگیرید ، بگیرید ... مردم همه با تعجب به طرفی که من اشاره می کردم برگشتند تا ببینند کی رو باید بگیرند ! گفتند : کی او باید بگیریم ؟ ! گفتم : مرغ فروش رو می گم بگیریدش . گفتند : مگه چیکار کرده ؟ ! گفتم : قیمت ها رو دیدید ؟ فکر میکنه باید پول خون پدر شو از ما بگیره . مردم گفتند : تقصیر این بنده خدا نیست که... ؟ ! گفتم : پس مقصر کیه ؟ یکی گفت : تقصیر دولته که نتونسته بازار رو کنترل کنه . اون یکی گفت : دولت بیچاره چه تقصیری داره ! تقصیره این دلالهاست ، که بازار رو به هم میرزن . یکی دیکه گفت : آیات عظام خوردن شو توصیه نمی کنند . پس بهتره از خیرش بگذریم . اون یکی گفت : من اصلا تصمیم گرفتم که امسال مرغ و هر غذایی که از مرغ درست میشه رو از سبد غذایی خانواده ام حذف کنم . من که موندم بودم بین نظرات انها کدام یکیشو باور کنم . گفتم : دوستان ، صبر کنید ! من اگه می دونستم سوال من اینهمه هیاهو بین شما ایجاد میکنه اصلا سوال نمی پرسیدم . شما یه مرغ فروش رو نمیتونید به جرم گران فروشی بگیرید ، حالا چطور می خواید یقه دولت یا مجلس یا دلال و ... را بگیرید . پس بهتره از خیر خوردنش بگذریم و بریم سراغ چلو کباب لذیذ خودمون ...
تولید ناخالص ملی کشور نصف شد !
تاقبل از اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها در کشور ، میزان تولید ناخالص داخلی ایران برابر 400 میلیارد دلار بود ، که با نرخ ارز 1000 تومانی معادل ارزی آن برابر 400000 میلیارد تومان محسوب می گردید . و ما براین اساس در مقایسه با کشورهای همسایه در رتبه 3 یا 4 قرارداشتیم و از بعد جهانی قدرت 17 اقتصاد جهانی به حساب می آمدیم . ولی پس از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها ، هم اکنون با کاهش ارزش ریال در مقابل دلار ( یک دلار برابر 2000 تومان ) ، ارزش تولید ناخالص ملی از بعد بین المللی به نصف ارزش قبلی یعنی به 200 میلیارد دلار کاهش یافته است . البته تولید ناخالص ملی کاهش نداشته ، ولی به دلیل کاهش ارزش پول این اتفاق افتاده و ضرر و زیان وارده به کشور به قدری سنگین است که شاید تا سالیان متمادی نیز نتوانیم انرا جبران کنیم . این موضوع را باید به عملکرد ضعیف چه کسی ارتباط دهیم ؟ چه کسی مقصر شناخته می شود ؟ کدام دولت بعدی خواهد امد و این ضرر را جبران خواهد کرد ؟ درحالیکه قرار براین بود که در منطقه نفر اول باشیم ، آیا دیگر می توانیم به این هدف برسیم ؟ به نظر من الان بهترین موقع برای اصلاح چشم انداز بیست ساله در کشور است ، تا اهداف پیش بینی شده در آن را دوباره مورد بررسی قرار دهیم و با توجه به شرایط حال حاضر آن را با توجه به اینکه رشد تولید ناخالص داخلی کشور حداکثر به 2 ? در سال می رسد ، مورد اصلاح قرار دهیم .
دیروز ، امروز ، فردا
دو سه ساله پیش برنامه ای از تلویزیون به عنوان دیروز ، امروز ، فردا پخش می شد که خیلی هم مخاطب داشت . توی این برنامه به مسائل سیاسی روز پرداخته می شد و از همه گروه ها برای ارائه نظرات خودشون در رابطه با مسائل مطرح جامعه دعوت میشد . با مسائلی که در سال 88 افتاد به نظر میرسه که دیگه حرفی برای گفتن وجود نداره و حرفها همه یک طرفه داره گفته میشه ! به نظر من با توجه به تحولات پیش امده و سال آخر ریاست جمهوری و ... زمان لازم برای افزایش گفتمان بین گروه های سیاسی برای بازتر کردن فضای سیاسی کشور فراهم شده و در صورتیکه گروه های سیاسی فعال بخوان نظراتشون و به مردم ارائه کنند ، میشه برنامه های خوبی برای قوت قلب دادن به مردم و راهکارهایی که بتوان از آنها برای کاهش التهابات جامعه استفاده کرد ، تهیه کنیم . هم اکنون نیز در سطح جامعه بحث هایی سر انتخابات آینده ریاست جمهوری مطرح است که باعث ایجاد شائبه هایی برای کاندیداتوری افراد خاص بوجود آمده ، این موضوع حتی میتونه در فعالیت های دولت نیز اثر گذار باشه . ولی موضوع مهمتر از شخص کاندیدا ، برنامه هایی که باید برای اداره کشور مطرح بشه !
سرمایه گذاری از صندوق توسعه ملی
صندوق توسعه ملی را پس از آنکه حساب ذخیره ارزی توسط دولت خالی شد ، تاسیس کردند . اما هم اکنون مشکلی که در حساب ذخیره ارزی پیش آمده بود ، در صندوق توسعه ملی نیز در حال اجرا شدن است و آن هم استفاده از منابع آن جهت سرمایه گذاری توسط دولتیهاست ! اینکه کجای کار اشکال داره برمیگرده به اینکه قرار بر این بوده که این منابع به بخش خصوصی داده بشه تا خصوصی سازی نیز صورت بگیره ، در حالیکه با وضعیت موجود دولت باز بزرگتر خواهد شد و داستان گذشته تکرار میشه ! ولی مهمتر از این مطلب سرمایه گذاری در خارج از کشور می باشد که با وجود تحریم کشور خودش جای بحث فراوان داره . بالاخره مشخص نیست که این مملکت کی می خواد به این موضوعات به صورت اساسی بپردازه و با اوضاع و احوالی که پس از تحریم در کشور به وجود آمده و در سال حمایت از تولید ملی چه برنامه ای برای حمایت از تولید و ایجاد اشتغال و کاهش تورم و جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی و ... برای کشور داریم ؟ یعنی نوشتن اینهمه قانون برنامه پنجم و افق بیست ساله و غیره هنوز نتوانسته برنامه ای برای دولت باشه تا از این بلاتکلیفی خارج بشه ؟ !