نظرمن

پاسداشت روز عفاف و حجاب

نامگذاری روزی بابت اعلام تنفر از بابت کودتایی که رضا خان میرپنج برای تغییر فرهنگ این مردم انجام داد ، بسیار دارای اهمیته . اگر بگوییم حتی نوع حجاب و فرهنگ جامعه در زمان قاجاریه نمی تونست باعث حضور زنان در جامعه و ایفای نقش آنان همچون ممالک غربی بشه ، ولی نوع حرکتی که برای تغییر فرهنگی انجام شد ، مذموم بود و مورد قبول جامعه قرار نگرفت ، که تاکنون نیز که 77 سال از آن روز می گذرد ، نیز مورد قبول قرار نگرفته . حتی الان که ما با موضوع بد حجابی در جامعه روبرو هستیم باز نباید فراموش کنیم که از کجا ،به کجا رسیده ایم . البته نوع عملکرد ما در کارهای فرهنگی نیز در این مدت نباید فراموش بشه . ما باید وقتی می گوییم حجاب مصونیت میاره اینو به عینه در جامعه تبلیغ کنیم ، یا برای آن فیلمهای پر محتوی تهیه کنیم ، یا خود زنان محجبه نسبت به نوع برخورد با زنان بی حجاب تغییر روش دهند تا زنان بد حجاب ببینند که نوع نگاه به اینگونه زنان نسبت به زنان دیگه فرق میکنه . ما وقتی زنان بد حجاب رو آدمهای با کلاس خطاب می کنیم ! این خود باعث میشه زن با حجاب ما هم برای اینکه خودشو با کلاس نشون بده رو به بد حجابی بیاره . پاسداشت روز عفاف و حجاب ، پاسداشت ارزش های معنوی زنان ما در جامعه است . پس آن را قدر بدانیم ... نه برای یک روز ، بلکه هر روز باید اینکار صورت گیرد .


مذاکره یا بازی شطرنج !

مذاکره ما با 1+5 از یک بازی فوتبال تبدیل شده به یک بازی شطرنج ، که دیگه از 11 بازیکن تو اون خبری نیست ! فقط این وسط یه سری مهره در بازی هستن که ما باید با اونا ترتیبی بدیم تا دشمن رو به حالت کیش و مات در بیاریم . البته در این وسط شاید چند تا مهره رو هم از دست بدیم ... ولی نتیجه ای که می گیریم مهمتره . باید سعی کنیم اونا بازی رو در اختیار خودشون نگیرن و ما رو به سمت هدفی که دارن نکشونن . هر حرکتی توی بازی باید حساب شده باشه و حرکت بعدی حریف و حدس زد . اگر بازی از دست ما خارج بشه دیگه اونا هستن که بازی رو هدایت میکنن و ما نمیتونیم از گردابی که درست میکنن خارج بشیم . به نظر من ما باید کسی رو به مذاکره بفرستیم که این بازی رو خوب بلد باشه . البته خوشحالیم که مخترع این بازی خود ما بودیم و بلدیم چطور بازی کنیم .


تفسیر در تفسیر ، نتیجه ...

از زمان روی کار آمدن دولتهای نهم و دهم یکی از مشکلات کشور مربوط به تفسیرهایی است که دولت از قانون مصوب مجلس میکنه ، بطوریکه کار ما شده دنبال کردن این موضوع که بالاخره این قانونی که مجلس تصویب میکنه و شورای نگهبان یا مجمع تشخیص مصلحت نظام تایید میکنه ، آیا توسط دولت اجراء میشه یا نه ؟ این که قوانین ما دارای اشکالاتی هست جای شک نداره ! اما اینکه دولت در زمان تصویب قانون نظر خودشو نمیتونه به مجلس بقبولونه ، خودش بحثیه ! این نشون میده که یا کارشناسای دولت دارای توانایی فهم بیان نیستند ، یا اینکه مجلسیها نظر دیگه ای به غیر نظر دولتیها دارند که خود اینم ، یه بحثیه ! ولی مشکل از اینجا برای مردم به وجود می اد که یه عده فکر میکنن این بحثها یعنی اختلاف بین مجلس و دولت ... یه عده دیگه همینطوری نشستن تا از اجرای قانون چیزی عایدشون بشه ... یه عده ایم خودشون و وارد این بحثها میکنن تا بگن ما هم میتونیم نظر بدیم ... حالا من موندمو ...                                                                                                                                                                                             


بهترین زمان ازدواج ...

دیروز یکی از دوستان دررابطه با زمان ازدواج می پرسید . گفتم : بستگی به شرایط شخص داره . گفت : به جزء شرایط مالی منظورمه ؟ گفتم : خوب ، باید از نظر جسمی نیز موضوع رو بررسی کرد . گفت : از این نظر هم شرایط فراهمه . گفتم : پس دیگه نباید مشکلی باشه ! گفت : پس چرا بعضی از جوانها زیر بار این موضوع نمی رن ؟ گفتم : ازدواج در این دوران با گذشته فرق کرده . الان ازدواج با مد و مد بازی که درجامعه هست ، دیگه با حساب دو دو تا چهارتا ما جور در نمی آد . الان اکثر دختر ها و پسر ها می گن ، باید اول جوانی کنیم بعد به فکر ازدواج بیافتیم . زندگی دارای مسئولیت هایی است که نمیتونیم از عهده آن بر بیام . ولی به نظر من بهترین زمان ازدواج وقتیه که ، از رفیق بازی آدم خسته بشه ! و احساس کنه که احتیاج به کسی به غیر از رفقای خودش داره ... اون زمانه که وقتی ازدواج میکنه فقط به زن وزندگی اش فکر میکنه و دنبال مسایل حاشیه ای نمی ره . دوستم گفت : پس این زمانهایی که برای ازدواج اعلام میشه چی ه ؟ گفتم : اینها فقط آماره ! نباید بر اساس آن تصمیم به کاری گرفت .


فیلم سینمایی :خوابم می آد

امروز در یکی از روزنامه های کشور خبر نشست سازندگان فیلم سینمایی خوابم می آد ساخته  رضا عطاران رو می خوندم که عطاران از انتقاد بعضی به مساله دسشویی رفتن های نقش اول فیلم و ایجاد شرایط طنز در فیلم ابراز گلایه کرده بود و گفته که می خوام فیلمهای متفاوتی بسازم ... ! اینکه برای ایجاد شرایط طنز در فیلمهامون مجبور شدیم به این راهکارها بپردازیم خیلی جای تاسفه ! ما ایرانیها اینقدر دارای استعداد های طنز هستیم که بتوانیم از ان برای ساخت فیلمهایی حتی در سطح جهانی استفاده کنیم . اینکه هنرمندان این کشور هر روز بدتر از دیروز اقدام به ساخت اینگونه فیلمها میگیرن تا سطح توقع تماشاچی ایرانی رو پایین بیارن بسیار جای بحث داره و حتی بدتر ازاون دفاع سازندگان و وزارت ارشاد از ساخت چنین فیلمهایی است ... من که در طول دیدن این فیلم مثل نقش اول اون بیشتر به بچه هام میگفتم : خوابم می آد ... حوصله ام سر رفته !


پست دادنیه ، گرفتنی نیست!

یکی از بحث هایی که در بوروکراسی اداری وجود داره اینه که آیا گرفتن پست در سیستم اداری ما جزء حق کارمند به حساب میاد یا نه ؟ هر کارمندی از زمانیکه استخدام میشه به فکر اینه که هر چه زودتر پله های ترقی رو طی کنه و به یک پست و مقامی در اداره برسه ، برای همین ام انتظاراتی براش پیدا میشه که چون مثلا سابقه کار پیدا کرده باید فلان پست رو به اون بدن! ولی هیچوقت به کارمندی برخورد نمیکنی که بگه برای گرفتن این پست من باید از طرف مدیرم انتخاب بشم ! و اگر شما کارمندی رو که دارای صلاحیت اخذ یک پست نباشه رو بهش بگی تو اینجا با چه توانایی قرار گرفتی ؟ حتما این جواب رو میشنوی که اگر صلاحیت نداشتم اینجا ننشسته بودم ... در حالیکه گرفتن ارتقای شغلی همیشه باید از طرف مدیر مورد تایید قرار بگیره . برای همین ام است که کارمندانی که درخواست ارتقاء شغلی رو دارن با این جواب مواجه میشن که : پست دادنیه ، گرفتنی نیست !


درسی که از عملیات مرصاد گرفتیم !

در آستانه سالروز عملیات مرصاد قرار گرفته ایم . این عملیات را اگر نگوییم بزرگترین عملیات در زمان جنگ ، ولی می توان عنوان ، یکی از مهمترین عملیاتهای زمان جنگ را به آن داد . علت آنهم به دلیل شرایط خاص زمان آن و پیچیدگی شرایط کشور پس از قبولی قطعنامه 598 سازمان ملل بود . من می خوام اسم آن را عملیات غافلگیری ما توسط دشمن بزارم ! به دلیل اینکه ما از دشمن خود غافل شدیم ! و دشمن نیز از این فرصت استفاده کرد و حمله ای سراسری را در سراسر مناطق جنوب و غرب علیه ما ترتیب داد تا بتواند از موقعیت و شرایط سیاسی پیش آمده کمال استفاده را ببرد . من یادمه که مردم وقتی دیدند منافقین از این عملیات سوء استفاده کرده و به داخل شهرهای ما هجوم آوردند ، بسیار تعجب کرده بودند که چگونه دشمن توانسته به این سرعت وارد خاک کشورمان شود و چی پیش خودش تصور کرده بود ، که می توان در عرض چند روز تهران را هم فتح کرد ؟ درسی که از این عملیات می توان گرفت و هیچ وقت نیز نباید آنرا فراموش کرد اینه که هیچ وقت نباید پیامی به دشمن داد که تصور کنه ما دیگه حاضر نیستیم به جنگیم و همه چی تمام شده ! دشمن منتظر همین فرصتها است تا با کوتاهی ما اقدام به تعارض به کشورمون کنه ! امیدوارم این درس را هیچ وقت فراموش نکنیم ...

                                    


بستن تنگه هرمز آیا تنها راهکاره ؟

به تازگی که تحریم های نفتی علیه کشور برقرار گردیده  ، همه به این فکر افتادن تا یه جوری این اقدام را تلافی کنن . امروز در مجلس شورای اسلامی طرحی با امضاء 100 نماینده در حال پیگیریه تا امکان بستن تنگه هرمز فراهم بشه . وقتی این خبرو خوندم ، به این فکر کردم که آیا الان وقتشه ؟ به نظر من اولین قدم ما نباید این موضوع باشه . بهترین کاری که الان میتونه تحریمها و تحریم کنندگان رو دچار شوک کنه ، اینه که ایران از اوپک خارج بشه . شاید در ابتدا برای بعضی این تصور پیش بیاد که چه اتفاقی برای فروش نفت ما پیش میاد ؟ یا این اقدام چه تاثیری میتونه بر دنیا بذاره ؟ اولا باید بگویم که فروش نفت هیچ ارتباطی به عضویت ایران در اوپک نداره و اوپک فقط یک اتحادیه است و قیمت و میزان تولید اعضاء رو مشخص میکنه و رابطه بین مصرف کننده و تولید کننده رو باهم هماهنگ میکنه تا کسی از بابت قیمت و تولید متضرر نشه . ولی کشورهای زیادی هم در خارج از اوپک در حال تولید و فروش نفت هستن و از این بابت هم ضرری نکرده اند . دوما به اثرات این اقدام باید توجه کرد که خارج شدن ایران از اوپک شوک شدیدی را به بازار نفت وارد خواهد کرد چون ایران یکی از موثرترین کشورهای اوپک می باشه و با خارج شدن از اوپک میتونه قدرت اوپک را برای تعیین قیمت و میزان تولید نفت تحت تاثیر قرار بده . ولی از همه مهمتر اینه که شوکی که به بازار نفت وارد میشه بسیار بیشتر از این حرفا خواهد بود ، بطوریکه تحریم کنندگان رو بسیار از کرده خودشون پشیمون میکنه .


انگار نه انگار ...

دیشب خواب استادمو دیدم . گفتم : استاد ، اجازه بدید دستتونو ببوسم . گفت : لازم نکرده برو کنار ... گفتم : چی شده استاد چرا از دست من ناراحتی . گفت : آخه ، اصلا انگار نه انگار ... گفتم : استاد چی کار دیگه بایست می کردم ؟ گفتی : ... بکن ،کردم . گفتی : ... نکن ،نکردم . گفتی : ... بگو ،گفتم . گفتی : ... نگو ،نگفتم . دیگه کاری از دستم بر نمی آد ... گفت : بابا چرا به من فرصت نمی دی حرفمو بزنم ؟ اینطور که مشخصه ، تو از من بیشتر شاکی هستی ؟ منظور من این بود که نکش ؟ گفتم : چی رو  نکشم ؟ گفت : سیگار رو می گم ، نکش ؟ گفتم : استاد ! من فکر کردم الان اومدی بگی چرا کم کاری کردید ؟ اگر شما کار کرده بودید ، اوضاع و احوال کشور ، الان اینطور نبود . خوب چشم ، سعی می کنم نکشم . راستی استاد هوای ما رو اون دنیا داری دیگه ؟ گفت : هوای تو رو ، کسی دیگه ای باید داشته باشه . گفتم : استاد! اصلا انگار نه انگار که ما روزی شاگردت بودیما  ...


رکود یا آرامش

امروز یکی از دوستان اشاره ای به رکود فراگیر در اقتصاد کشور داشت . گفتم : منظورت کدام رکوده ؟ گفت : مگه نمی بینی ؟ از بورس گرفته تا سکه و ارز ومسکن و ... همه از اول سال منتظر نتیجه مذاکرات ایران و 1+5 بودن که اونم به هیچ نتیجه ای نرسید . حالا باید ببینیم از این به بعد چی میشه ؟ گفتم : اولا اینکه میگی همه نشستن تا نتیجه مذاکرات روشن بشه مربوط به همه نیست و فقط یه عده آدم سرمایه دار منتظر هستن . دوما تو هنوز معنی رکود و نمی دونی . رکود در اقتصاد یعنی کالایی که ساخته میشه خریداری نداشته باشه و منجر به تعطیلی کارخانه ها بشه ، همانطور که در غرب شده ، ولی تو کشور ما همه کارخانجات اصلی در حال کار هستن و همه مردم نیز در حال خرید می باشن . گفت : پس تو میگی الان وضع اقتصادی ما چطوریه ؟ گفتم : همه چی آرومه !